مقاله با عنوان خانواده و سلامت معنوی
مقاله
خانواده و سلامت معنوی
سید کاظم نظام
دانشجوی کارشناسی ارشد جامعه شناسی
استاد محترم :
سرکار خانم دکتر امیرپور
عضو هیئت علمی
دانشگاه آزاد اسلامی قوچان
بیان مسئله :
سلامت از نیازهای مهم انسان است که در زندگی فردی و اجتماعی او تاثیرات فراوانی برجای می گذارد و همه ابعاد زندگی او را تحت تاثیر قرار می دهد. سلامت می تواند در حوزه جسم انسان یا در حیطه روح و روان او مطرح شود، سلامت می تواند سلامت عمومی باشد یا سلامت اجتماعی یا سلامت معنوی و ...
یکی از مولفه های مهم توسعه یافتگی هرکشوری سالم زیستن مردم است و سلامت تک تک مردم برآیند برخورداری آن جامعه از سلامت در سطح کلان است .یکی از بخش های مهم حوزه سلامت ، سلامت معنوی است که هم به جسم انسان مربوط می شود و هم می تواند نشاط روحی و روانی او را فراهم کند .
در عصر حاضر و دردنیای مدرنیته که انسان سعی می کند همه عوامل طبیعیت را به منظور بهره برداری خود در جهت ساختن دنیایی مرفه و کارآمد تسخیر کند تاچه اندازه توانسته است با استفاده از ظرفیت های خدادادی به سلامت معنوی به عنوان فراهم کننده آرامش جسمی،روحی و روانی خود دست یابد؟
اگر تلاش انسان به منظور دستیابی به سلامت معنوی صورت گرفته از چه عصری و با چه ابزاری آغاز شده است و خانواده به عنوان مهم ترین رکن زندگی اجتماعی انسان در این فرایند چه نقش و تاثیری داشته است و نهایتا در ادامه راه حرکت بشر به سمت سلامت معنوی بیشترچه نقشی می تواند ایفاکند؟ بیشترین تلاش انسان ها برای دست یابی به این نیاز مهم از سوی چه کشورهایی و چه فرهنگ و آدابی صورت گرفته است ؟ آیا در این زمینه کشورهای صنعتی پیشرو بوده اند یا کشورهای در حال توسعه ؟کدام آئین و مذهب رسمی و رایج دنیا دستیابی به سلامت معنوی را بیشتر مورد تاکید قرارداده و به آن سفارش نموده است ؟ و بسیاری سوالات و پرسش های دیگر که می تواند راهگشای ما در عمل به وظیفه و رفع نیاز اجتماعی بشر در دنیای معاصر باشد. در دنیایی که خانواده به سبب تغیرات اجتماعی صورت گرفته از قرن 17 میلادی تاکنون بستر تحول و دگرگونی و واگذاری نقش ها و مسئولیت ها بوده و از شکل سنتی و گسترده با شرح وظائف و کارکرد های فراوان و متنوع اجتماعی ،آموزشی ، اقتصادی، تربیتی، عاطفی و .... به خانواده از نوع هسته ای و مدرن با شرح مسئولیت های محدود تبدیل شده است. مسئولیت هایی که برخواسته از روح جمعی خانواده نیست بلکه غالب این مسئولیت ها در قالب قراردادهای اجتماعی برای زوجین و فرزندان در خانواده قابل شناخت و تفسیر است.
ضرورت و اهمیت پژوهش :
همچنانکه بیان شد امروزه خانواده ها به دلیل افزایش امکانات ارتباطی و گسترش ارتباط اعضای خانواده با حوزه عمومی جامعه از سویی و ازدست دادن کارکردهای موثر کنترل اجتماعی بر اعضاء بویژه فرزندان با مشکلات فراوانی مواجه هستند . همچنانکه با گسترش صنعت تولید مواد غذایی و توسعه تولید و مصرف غذاهای صنعتی و فست فودها، افزایش فشارهای اقتصادی ، استرس ها و فشارهای روانی و ... سلامت جسمی انسان ها در معرض خطر قرار گرفته و سن شیوع برخی از بیماری های غیرواگیر نظیر بیماری های قلبی ، فشار خون ، دیابت و ... کاهش معناداری یافته است وبه دلیل گسترش ابزاهای آلودگی روحی و فکری انسان ها سلامت روحی و روانی آنها نیز با مخاطرات جدی مواجه می باشد. افزایش آمار بیمارهای عصبی نظیـــر MS و همچنین رواج و گسترش انواع افسردگی در بین گروه های مختلف جمعیتی ، از دست رفتن انگیزه های تلاش اقتصادی و اجتماعی و کاهش مشارکت مردم در حوزه سیاسی و بی تفاوتی آنها در قبال وقایع جاری و نسل کشی های متداول در اقصی نقاط دنیا و به ویژه در حوزه کشورهای جنوب غربی آسیا متاثر از نبود سلامت در حوزه فکر و روان بشر امروزی است. ازاین رو توجه جدی به مقوله سلامت معنوی می تواند به بهبود زندگی فردی و اجتماعی بشر خصوصا در بعد خانواده کمک موثری به حساب آید.
با تقویت سلامت معنوی در جامعه است که می توانیم شاهد اندیشه و عمل نیک و حساب شده انسان ها و افزایش مهربانی و محبت در جوامع انسانی باشیم و تنها در بستر سلامت معنوی پایدار است که انسان ها در رقابت های اقتصادی و سیاسی حقوق همنوعان خود را رعایت می کنند و به همدیگر احترام می گذارند و با توجه به جایگاه و نقش خانواده در جامعه پذیری افراد این آموزش می تواند در بستر تربیتی و آموزشی نهاد خانواده به بهترین شکل ممکن عملیاتی گردد.
واژگان کلیدی:
خانواده ، سلامت و سلامت معنوی
اهداف تحقیق:
الف : هدف اصلی تحقیق
تبیین جایگاه سلامت معنوی در خانواده و بررسی تاثیرات متقابل احتمالی بین سلامت معنوی و خانواده بعنوان هدف اصلی این پژوهش مورد دقت نظر می باشد.
ب: اهداف فرعی تحقیق
- شناخت اجزای سلامت معنوی
- شناخت عوامل تاثیر گذار در شکل گیری سلامت معنوی
- بررسی عوامل موثر بر ارتقای سلامت معنوی خانواده
- تاثیر متقابل سلامت معنوی خانواده و بهبود شرائط زندگی اجتماعی مردم
- بررسی سلامت معنوی در خانواده ایرانی
تعریف مفهومی و عملیاتی متغیرها:
خانواده :
خانواده در لغت نامه ها این گونه تعریف شده است :
درفرهنگ لغت عمید در تعریف خانواده آمده است :1. خانواده کوچکترین واحد اجتماعی است که شامل پدر ، مادر وفرزندان آن ها است.2.(زیست شناسی) تیره 3.خاندان ، دودم
در فرهنگ وازگان مترادف و متضاد نیز واژه های زیر بعنوان مترادف برای خانواده ذکر شده است:
اعقاب،اهل بیت،تبار، تیره،خاندان، دودمان،سلاله، طایفه، فامیل
خانواده یگانه سازمان اجتماعی با دوام و همگانی است و از دیرباز در تاریخ زندگی بشر وجود داشته است و حتی آن چه قبل از پرستشگاه ها ، دولت و یا هر سازمانی که برای تمرکز فعالیت آدمی به وجود آمده است خانواده می باشد.
برای خانواده در طول تاریخ مشکلات فراوانی به وجود آمده و حتی این نهاد را در بعضی از مقاطع تا مرز نابودی پیش برده است اما چون روابط انسانی در این نهاد بهتر از سایر روابط برآوردنده مهمترین خواست های حیاتی اوست این امر موجب شده است بتواند به حیات خود ادامه دهد. مردم شناسان می گویند : علت استمرار و دوام نهاد خانواده آن است که در خانواده روابط انسانی به بهترین وجه ممکن حوائج آدمی را برآورده می کند و رفع نیازمندی های او در هیچ رابطه ای به غیر ازاین رابطه به این خوبی و آسانی امکان پذیر نیست.
بسیاری از اندیشندان قرن 19 براین باورند که اشکال فعلی خانواده ، مترقی ترین شکل آن می باشد.برحسب تشخیص آنها اشکال خانواده در طول تاریخ به این گونه بوده است."گروه های مختلط، خانواده پدرسالار، خانواده مادرسالار و خانواده مرکب از پدر، مادر و بچه ها"(www.vajehyab.com/dehkhoda/)
خانواده اولین واحد اجتماعی است که انسان با پیوند زناشویی مردو زن تشکیل داده و احتمالا با تولد فرزند یا فرزندانی گسترش می یابد.
همچنین خانواده به گروهی از افراد گفته می شود که با یکدیگر از طریق هم خونی ، تمایل سببی و یا مکان زندگی مشترک وابستگی دارند.خانواده در بیشتر جوامع نماد اصلی جامعه پذیری کودکان است.
سازمان ملل متحد (1994) در آمار جمعیتی خود خانواده را چنین تعریف می کند. " خانواده یا خانوار به گروه دو یا چند نفره اطلاق می شود که باهم زندگی می کنند ، درآمد مشترک برای غذا و دیگر ضرورت های زندگی دارند و از طریق خون ، فرزندخواندگی یا ازدواج با هم نسبت دارند. در یک خانواده ممکن است یک یا چند خانوار زندگی کنند،اما تمام خانوارها خانواده نیستند.( https://fa.wikipedia.org)
خانواده به عنوان اولین کانونی که فرد در آن قرار می گیرد دارای اهمیت شایان توجهی است . اولین تاثیرات محیطی که فرد دریافت می کند از محیط خانواده است و حتی تاثیر پذیری فرد از سایر محیط ها هم می تواند متاثر از خانواده باشد.
خانواده پایه گذار بخش مهمی از سرنوشت انسان است و در تعیین سبک و و خط مشی زندگی آینده ، اخلاق ، سلامت و عملکرد فرد در آینده نقش مهمی برعهده دارد. عواملی چون شخصیت والدین ، سلامت روانی و جسمانی آنها ، شیوه های تربیتی اعمال شده در درون خانواده ، شکل و تحصیلات والدین ، وضعیت فرهنگی و اقتصادی خانواده ، محل سکونت ، حجم و جمعیت خانواده ، روابط اجتماعی خانواده و بی نهایت عوامل دیگر در خانواده وجود دارند که بر شخصیت و نوع نگاه و تفکر و آینده فرزندان تاثیرگذار هستند.
مباحث نظری در ارتباط با خانواده:
تحولات ایجاد شده در سطح خانواده باعث بروز و ظهور نظریات و نگرش های مختلف و متفاوتی نسبت به این نهاد اجتماعی شده است. این نگرش ها با طیفی با دو سویه کاملا متضاد نظرات و افکار متفاوتی را درباره خانواده ابراز می دارند. طیفی که در یک سو بازگشت به شکل سنتی خانواده رابرای دوام و ثبات جامعه ضروری می دانند و در سوی دیگر طیف عمدتا در نظریات فمینیستی[1]، رادیکال [2] و تندرو خانواده را محل عمده ستم بر زنان دانسته و ازدواج را وضعیتی غیر ارادی می دانند که در آن مجموعه ای از خشونت ، بیکاری و تقاضاهای جنسی ناخواسته به زنان تحمیل می شود. (ویلیام گاردنر،1378)
در میان این نظریات بسیاری نیز بر شکل جدید خانواده که برخلاف نظریه های افراطی متناسب با شرائط اجتماعی و نیازهای طبیعی انسان را مد نظر قرار می دهند.(همان)
تالکت پارسونز[3]صاحب یکی از بانفوذترین نظریه ها در مورد تحول خانواده است که سالهای طولانی محور اصلی نظریه های جامعه شناسی در مورد خانواده بوده است.پارسونز اعتقاد داشت فرایند توسعه صنعتی باعث ایجاد تغییرات خانواده از شکل سنتی و گسترده به شکل هسته ای شده است . این نوع خانواده به عکس خانواده گسترده تمامی کارکردهای اقتصادی ،آموزشی ،خدماتی ،محافظتی و ... خود را به دیگر نهادها ،سازمان ها و شرکت ها واگذار شده و کارکرد مهم باقی مانده برای خانواده فراهم آوردن عوامل جامعه پذیری کودکان و شرائط کسب تعادل روانی و استحکام شخصیت برای بزرگسالی است.این گروه خانگی از شبکه خویشاوندان جداشده و ازدواج براساس انتخابات آزادانه صورت می گیرد.(برگرفته از سایت http://anthropology.ir).
رنه گونیک[4] از دیگر جامعه شاسان خانواده ، مهمترین خصلت و مشخصه اصلی خانواده را گروهی که با احساسات شدید با یکدیگردرارتباط هستند تعریف می کند. او معتقد است در دوران کنونی کارکردهای ثانویه خانواده شامل کارکردهای اقتصادی،آموزشی، بهداشتی،نگهداری از سالمندان،و گذران اوقات فراغت به سازمان های دولتی واگذار شده و خانواده قادراست به کارکرد اولیه خود یعنی رشد شخصیت اجتماعی کودکان و نوجوانان بپردازد(همان).
گونیک در عین حال برای واگذاری کارکرد های خانواده به جامعه و جداشدن خانواده از مناسبات و روابط کل جامعه از اصطلاح ناهماهنگی استفاده می کندو معتقد است خانواده بیش از حد به جامعه وابسته شده است.وی همچنین خانواده و جامعه را بیشتر در تعامل هم می بیندو نه درارتباط با هم و معتقد است تضاد و نابرابری موجود اختلالات در روابط درونی خانواده ، که برای آن از واژه نابسامانی استفاده می کند ارتباطی با جامعه ندارد.
شلسکی[5] خانواده و جامعه را در تقابل هم قلمداد می کند. زندگی در جامعه را دارای انضباط خشک و نظم کسالت آور و در عوض خانواده را آکنده از احساسات مشترک ، آرامش و محبت می داند و به همین علت معتقد است خانواده باید به تنهایی مورد مطالعه قرار گیرد.
شلسکی همچنین نظام خانواده را دارای سلطه طبیعی می داند و آن را در برابر سلطه انتزاعی جامعه قرار می دهد. از نظر شلسکی وجود سلطه طبیعی مرد در خانواده ضروری و ضامن حفظ کارکرد های سنتی خانواده است.
جامعهشناسانی چون جی هی لی[6] و مینوچین[7] ضمن تأکید بر ارتباطات سیستم خانواده، سلامت معنوی را مبین رفتار اعضای آن معرفی می کنند .جی هی لی بر سلسله مراتبی خانواده تأکید دارد.(همان).
خانواده در آموزه های اسلام:
بر اساس آموزه های دینی ،نهاد خانواده به عنوان مهم ترین نهاد و سازمان اجتماعی به شمار می رود بخ طوری که هیچ جامعه ای سالم نخواهد ماند مگر این که دارای خانواده های سالمی باشد.و هیچ یک از اسیب هابی اجتماعی نیست که فارغ از تاثیر خانواده به پدید آمده باشد.خانواده یکی از قوی ترین و اولین عامل سازنده شخصیت فردی و اجتماعی افراد محسوب می شود. در جامعه شناسی خانواده مرتضی منادی تعریف خانواده چنین امده است:
"خانواده یک گروه اجتماعی است که افراد آن به وسیله ازدواج یا فرزندخواندگی با یکدیگر پیوند برقرار می کنند و نیز کسانی که در زندگی با هم در تامین درآمد اقتصادی و نگهداری از فرزند تشریک مساعی دارند.(منادی 1385: 103)در مقایسه دو تعریف بالا از خانواده یکی از دیدگاه غربی و دیگری شرقی ، آنچه مورد توجه قرار دارد آن است که هردو ازدواج را عاملی برای تشکیل خانواده می دانند.ازدواج چیوند دو جنس مخالف را باعایت قاعده جهانی منع ازدواج با محارم یعنی گمنع زوجیت با انانی از جامعه که حرام تلقی می شود " می باشد.(ساروخانی ،1386: 29)
جايگاه خانواده در قرآن كريم
در باره نظام خانواده و شكل گيرى و اهميت آن رهنمودهاى فراوانى در متون دينى ما وارد شده است.خانواده (زن و شوهر) در قرآن كريم آياتى از از آيات خدا و مايه آرامش روحى شمرده شده است، چنانكه خداوند فرموده است: «و از نشانه هاى او اين كه همسرانى از جنس خودتان براى شما آفريد تا در كنار آنان آرامش يابيد، و در ميانتان مودت و رحمت قرار داد; در اين نشانه هايى است براى گروهى كه تفكّر مى كنند».(روم، 30/21). در جاى ديگر از زن و مرد به عنوان لباس ياد شده است: «آنها لباس شما هستند، و شما لباس آنها; «هردو زينت هم و سبب حفظ يكديگريد».(بقره، 2/187). لباس وسيله پوشش و حفاظت براى بدن است. و به قول علامه طباطبايى در اين آيه استعاره بسى لطيف به كار برده شده است. زن براى مرد و مرد براى زن به عنوان لباس و پوشش مى باشد كه همديگر را از آلودگى و فجور محافظت مى كند و نيز همانطورى كه لباس مايه زينت و زيبايى براى انسان است ، زن و مرد نيز مايه زينت و زيبايى براى يكديگر است.
جايگاه خانواده در روايات:
نظام خانواده، نظام ارزشمند و محبوبى است كه در اسلام هيچ بنايى محبوبتر از او پايه ريزى نشده است. پيامبر اسلام مى فرمايد: «ما بنى فى الاسلام بناء اَحبّ الى اللَّه تعالى و اعزّ من التزويج» «در اسلام هيچ نهادى محبوب تر و عزيرتر از تشكيل خانواده در نزد خداوند بنا نشده است». و نيز فرموده است: «هيچ فائده اى بعد از نعمت اسلام برتر و مفيدتر از اين براى مرد مسلمان نيست كه او همسرى داشته باشد كه هروقت به او نگاه كند مسرور و شاداب گردد و هنگامى كه به او دستور بدهد اطاعت نمايد، و هر وقتى كه از نزدش برود حافظ جان خود و مال همسرش باشد».
سلامت :
سلامت عبارتست از برخورداری از آسایش کامل جسمی ، روانی و اجتماعی و نه فقط نداشتن بیماری و نقص عضو (لست جان ) . جالب توجه است که حکیم نظامی در کتاب پنج گنج خود ، با بهره گیری از ایجاز شعر فارسی ، تعریف طولانی سازمان جهانی بهداشت را با دو کلمه سلامت = آسودگی ( سلامت به اقلیم آسودگی است ) بیان نموده است .
جالينوس سلامت را عبارت از وجود نسبت معيني از عناصر گرمي، سردي، رطوبت و خشكي تعريف مي كند. ابن سينا معتقد است : سلامت سرشت يا حالتي است كه در آن اعمال بدن به درستي انجام مي گيرد... نقطه مقابل آن بيماري است (سجادي،1383: 254):
تعریف سازمان جهانی بهداشت از سلامتی ، یک تعریف ایده آل و عملا دست نیافتنی است زیرا با توجه به این تعریف نمی توان فردی را پیدا کرد که در هر سه بعد جسمی ، روانی و اجتماعی کاملا سالم باشد ، ضمن اینکه درعمل هم نمی توان مرزی بین سلامت و بیماری در نظر گرفت ، در حقیقت این تعریف مشابه قله مرتفعی است که هیچ کس نمی تواند آن را فتح نماید ولی تلاش همه افراد باید به سمت آن باشد و از طرفی باید برای سطح سلامتی ، طیفی قائل شد . ( باقری یزدی و همکاران ، 1374 : 12 )
ابعاد سلامتی :
با توجه به تعریف سلامتی ( تعریف WHO ) متوجه می شویم که سلامتی یک مسئله چند بعدی است حتی امروزه علاوه بر بعد جسمی ، روانی و اجتماعی ، جنبه معنوی را هم در نظر می گیرند . و باید توجه داشت که ابعاد مختلف سلامتی و یا بیماری بر یکدیگر اثر کرده و تحت تاثیر یکدیگر قرار دارند . چنانچه مشکلات جسمی بر روان فرد مشکلات روانی بر جسم او و نیز هر دوی آنها بر جامعه و اختلالات موجود در جامعه بر هر دو بعد دیگر سلامتی اثر می گذارند لذا اقدامات انجام شده برای ارتقای سلامتی باید به تمام جوانب سلامتی فردی ( جسمی و روانی و معنوی ) و سلامت کلی جامعه توجه داشته باشد .
اختلالات جسمی اختلالات روانی اختلالات اجتماعی
در اینجا برای ساده کردن مطلب ، ابعاد مختلف سلامتی را جداگانه شرح می دهیم گرچه عملا قابل تفکیک از یکدیگر نیستند .
بعد جسمی
معمول ترین بعد سلامتی ، سلامت جسمی است که نسبت به ابعاد دیگر سلامتی ساده تر می توان آن را ارزیابی کرد . سلام جسمی در حقیقت ناشی از عملکرد درست اعضاء بدن است . از نظر بیولوژیکی عمل مناسب سلول ها و اعضاء بدن و هماهنگی آنها با هم نشانه سلامت جسمی است .
به عنوان نمونه بعضی از نشانه های سلامت جسمی عبارتست از : ظاهر خوب و طبیعی ، وزن مناسب ، اشتهای کافی ، خواب راحت و منظم ، اجابت مزاج منظم ، جلب توجه نکردن اعضاء بدن توسط خود فرد ، اندام مناسب ، حرکات بدنی هماهنگ ، طبیعی بودن نبض و فشار خون و افزایش مناسب وزن در سنین رشد و وزن نسبتا ثابت در سنین بالاتر
بعد روانی :
بدیهی است سنجش سلامت روانی نسبت به سلامت جسمی مشکل تر خواهد بود در اینجا تنها نداشتن بیماری روانی مد نظر نیست بلکه قدرت تطابق با شرایط محیطی ، داشتن عکس العمل مناسب در برابر مشکلات و حوادث زندگی جنبه مهمی از سلامت روانی را تشکیل می دهد ، نکته دیگری که باید در اینجا به آن اشاره کرد اینکه بسیاری از بیماری های روانی نظیر اضطراب ، افسردگی و غیره بر روی سلامت جسمی تاثیر گذار است و ارتباط متقابلی بین بیماری های روانی و جسمی وجود دارد . بعضی از نشانه های سلامت روانی عبارتست از :
سازگاری فرد با خودش و دیگران ، قضاوت صحیح در برخورد با مسائل ، داشتن روحیه انتقاد پذیری و داشتن عملکرد مناسب در برخورد با مشکلات .
بعد معنوی :
یکی از زمینه های عمده بیماری ها و مشکلات روانی و عوارض جسمی و اجتماعی آن احساس پوچی ، بیهودگی و تزلزل روحی است که ناشی از فقدان بعد معنوی در افراد است . ایمان ، هدفدار بودن زندگی ، پای بندی اخلاقی ، تعاون ، داشتن حسن ظن و توجه بیشتر به مسائل معنوی زندگی باعث کاهش اضطراب ، تزلزل روحی و عوارض ناشی از آن می شود ( همان : 15 )
مرکز طب سنتی و طب جایگزین در آمریکا در مورد تاثیر دعاکرد سلامت خود و اطرافیان بیش از 1300 نفر را مورد بررسی قرار داده و دریافته استکه 54 درصداز آمریکایی ها برای افزایش سلامتشان از دعا کردن استفاده می کنند. 53 درصد آنها از دیگران می خواهند که برای سلامت آنها دعاکنند.دکتر کاترین استونی از مرکز ملی طب جایگزین و سنتی آمریکا می گوید :برای کشف ارتباط میان معنویت و سلامت تاکنون به تحقیقات زیادی نیاز است ولی تاکنون به شواهدی دست یافته ایم که نشان می دهد طولانی و عمروابستگی مذهبی و انجام کارهای مذهبی باعث سلامت بیشترو عمر طولانی تر می شود. این امر را می توان به کارکرد بهتر سیستم ایمنی بدن و قلب وعروق نسبت داد ، هرچند این قضیه کاملا اثبات نشده است ولی کارهای مذهبی برای برخی افراد راهی برای کاهش استرس محسوب می شود و همین کاهش استرس می تواند منشا فواید بسیاری برای سلامت روان و جسم باشد.(به نقل از پایگاه اطلاع رسانی پزشکی ایران سلامت)
برابر بررسی های مورد اشاره سلامتی روح و معنویت از چهار طریق بر سلامت جسمی ، روانی واجتماعی انسان ها تاثیر می گذارد.
1- رفتارهای بهداشتی :
تعهد دینیو معنویت موجب فعال شدن مسئولیت پذیری شخص در زمینه اصول و باورهای مندرج در متون دینی شده و اثرات جسمی و روانی را نیز به خود اضافه می کند ، مانند رفتارهای تغذیه ای توصیه شده در ادیان
2- حمایت اجتماعی :
انجام مناسک دینی و معنوی توصیه شده در دین موجب افزایش حمایت اجتماعی شده که مولفه اخیر یکی از عوامل تعیین کننده اجتماعی سلامت شناخته شده استدین تعاملات اجتماعی را افزایش داده و حمایت اجتماعی را به عنوان یک منبع ارتقای سلامت فراهم می آورد.نقش حمایت اجتماعی در کاهش واکنش پذیری قلب و عروق، تسهیل بهبودی پشس از حمله قلبی و کاهش سایر عوامل خطر از جمله کاهش استرس تاثیر دارد.حمایت اجتماعی با افزایش میزان جان به در بردن از انواع مختلف سرطان رابطه دارد.
3- سایکونوروفیزیولوژیک:
احساس رضایت ناشی ازدیدگاه معنوی از طریق نوروتپیرهای پیام رسان روی سیستم ها و ارگان های بدن قلب و عروق و سیستم ایمنی تاثیر تقویت کننده دارد.
4- اثرات مافوق طبیعی برای انسان ناشناخته مانده است .
نتیجه این تاثیرات پیشگیری از بیماری،افزایش تحمل بیماری، بهبود سریع تر بیماری ، کاهش میزان استفاده از خدمات بهداشتی ودرمانی است که در تحقیقات مختلف این مسئله نشان داده شده است.به نقل از مقاله سلامت ، معنویت و نقش نظام سلامت برگرفته از سایت www.kibad.com)
یکی از تاثیرات مهم معنویت معنویت در زندگی ، ارتقای سلامت است ، بی تردید همه می پذیریم که حفظ سلامت مستلزم تغذیه مناسب، ورزش و استراحت کافی و پرهیز از عادات غلط نطیر سیگار کشیدن است اما جدی از این باورهایمان نیز بر سلامت و طول تاثیرمی گذارد. مطالعات نشان داده است که گرایشات معنوی قوی و نگرش مثبتباعث ارتقای سلامت می شود و بیمارانی که گرایش معنوی قوی دارند به بهبود خود از بسیاری از بیماری های مزمن مانند فشار خون بالا ، بیماری قلبی و بهبودی پس از جراحی کمک می کند.
گفته می شود یک سوم از بیماری های جسمی از عوامل روحی ناشی می شوند بنابراین ارتباط بین اعتقادات دینی و حالات روحی به این معنا است که اعتقاد دینی نقش مهمی در ابتلای به بیماری یا حفظ تندرستی انسان دارد.(برگرفته از سایت www. Akhlagh.porsemani.ir)
نظریه های مرتبط با سلامت:
صاحب نظرو نظریه پرداز
شرح نظریه
زیگموند فروید[8]
ویژگی هایی خاصی برای سلامت عمومی فرد ضرورت دارد.نخستین ویژگی خودآگاهی است.
به عقیده فروید انسان متعارف ، کسی است که مراحل رشد روانی –جنسی را با موفقیت گذارنده باشدودر هیچ یک از این مراحل کاملا تثبیت نشده باشد.وی معتقد است کمتر انسان متعارفی یافت می شود.فروید از حیطه روانشناسی انسان نامتعارف را دو گونه روان پژند و روان پریش تقسیم می کند و هسته اصلی بیماری روانی را اظطراب می داند.
کارل یونگ[9]
فرایندی که موجب یکپارگی شخصیت انسان می شود، فردیت یافتن یا تحقق خود است. این فرایند خود شدن فرایندی طبیعی است. از نظر یانگ این فرایند ویژگیهایی به شرح ذیل دارد.
1-باید شخص فردیت یافته از همه نیروهای سایه چه سازنده و چه ویرانگر آگاه باشد. 2- ضرورت سازش شخص فردیت یافته با دوگانگی جنسی روانی 3- یکپارچگی خود یعنی همه جنبه های شخصیت شخص فردیت یافته یکپارچگی و هماهنگی پیدا می کنند. 4- پذیرش و شکیبایی طبیعت انسانی به طور کلی
راجرز[10]
شخصیت کامل نتیجه مطلوب رشد روانی و تکامل اجتماعی است از نظر راجرز اشخاص کامل ویزگیهایی دارند. 1- نسبت به تمام تجربیات آگاهی نشان می دهند 2- در هرلحظه بطور کامل و پربار زندگی می کنند 3- به ارگانیزمشان اعتماد دارند. 4- بدون قید و بندها و ممانعت ها در تصمصم هایشان آزادند 5- خلاق هستند و زمانی که شرائط محیطی تغییر می کند به صورت سازنده و سازگارانه زندگی می کنند. 6- انها هم مثل دیگران با مشکلات مواجه می شوند.
آلپورت[11]
تصور خوش بینانه ای از ماهیت انسان ارائه می دهد و بر بی همتایی فرد تاکید می کندو معتقد است ما کنترل هوشیاری بر زندگی داریمو به صورت خلاق سبک زندگی خود ار می سازیم. از نظر وی سلامت عمومی 6 مولفه دارد: 1- یک شخص بالغ حس بسیار گسترده ای از خویش دارد 2- سازگاری اجتماعی یک شخص بالغ از طریق ارتباط گرم ووی با دیگران شکل می گیرد. 3- امنیت عاطفی و خویشتن یاری از مشخصه های دیگر شخصیت بالغ است. 4- یک شخص بالغ با ادارک ها، مهارت ها و وظائف واقع گرایانه مشخص می شود. 5- شخص بالغ مستعد خودعینیت بخشی و به طور منطقی شوخ طبع است. 6- شخص سالم یک فلسفه یکپارچه از زندگی داردو وی می تواند تمام موضوع ها را به گونه ای روشن ، باثبات و راهی نظام داربر ای رسیدن به معنویت در زندگی خود به هم پیوند دهد.
اریک اریکسون[12]
وی سلامت معنوی راکسب مهارت هایی نظیر این که در زندگی اجتماعی باید عاری از تعارض باشد، در کارش ماهر و استاد باشد، ابتکار نامحدود داشته باشد و در نهایت در مورد فرایند زندگی ، نظریه معنوی ، روشن و قابل درکی داشته باشدمی داند
آلبرت آلیس[13]
آلبرت آلیس معتقد است افراد دارای سلامت عمومی باید دارای ویزگیهایی باشند:1- نداشتن معیار مطلق برای درست یا نادرست ، 2- تاحدودی انتخاب آزادی دارند 3- به خاطر اشتباهایشان دیگران را سرزنش نمی کنند. 4- زندگی را همراه با مسئولیت حل مشکلات آن لذت بخش می دانند 5- برای هر مشکل راه حل های مختلف در نظر می گیرندو سعی در انتخاب بهرترین آن را دارند.
پرلز[14]
فرتیس پرلز معتقد است انسان برخوردار از سلامت عمومی دارای مشخصاتی به این شرح است : 1- در اینجا و اکنون و با احساسات ایمنی در هرلحظه هستی زندگی می کنند.2- به انکه و آنچه هست آگاهی دارد و پذیرای خودش هست 3- آرزوها و احساسات خود را بیان می کند.4- مسئولیت زندگی اش را می پذیرد و باخودش و با جهان ارتباط کامل دارد.
ریف[15]
ریف و همکارانش یک مدل چند بعدی از سلامت عمومی معرفی و عملیاتی کردند. مولفه های این سازه عبارت اند از: 1- خود پیروی شامل خودانحصاری ، استقلال ، منع کنترل درونی فردیت و رفتارهای درونی 2- تسلط بر محیط ، توانایی انتخاب، ایجاد محیطی مناسب بر ای شرائط فیزیکی خود تعریف می کند، اینکه احساس شایستگی وقدرت اداره یک محیط پیچیده را داشته و قدرت انتخاب ف خلق برنامه های مناسب برای این محیط را داشته باشد و احساس کند در اداره مسئولیت های زندگی روزانه خود موفق است.3- ارتباط مثبت با دیگران : این افراد در ارتباط بین فردی ، گرم ، رضایت بخش و اعتماد برانگیز می باشند.سلامت مردم برایشان مهم است، توانایی تاثیر پذیری ، همدلی و صمیمیت قوی با دیگران دارند. دارای ارتباط اجتماعی(بده بستان) با دیگران می باشند به گونه ای که مردم وی را فردی بخشنده یعنی فردی که مایل است برای دیگران وقت بگذارد توصیف می کنند. 4- هدفمند در زندگی : می گوید داشتن درکی روشن ، هدفدار و مشخص در زندگی بسیار مهم است . شخص باید احساس کند زندگی او هدفدار و پرمعنا است.5- رشدشخصیتی : داشتن رشد مداوم در همه زمینه ها و کسب تجربه های جدید می باشد و فرد احساس روز افزونی باری افزایش اطلاعات داردو معتقد است زندگی یک روند مداوم یادگیری ، تغییرات و رشد است.6- پذیرش خود:ریف (1989) یاداور شد داشتن نگرش مثبت نسبت به خود به عنوان یک خصوصیت اصلی کارکرد روانشناختی مثبت محسوب می شود. (چامبرز،19999). همچنین وقتی که فرد از کارهای خود در مجموع راضی باشد و نسبت به کارهای گذشته خود قدردانی کند و موقعی که به گذشته خود نگاه می کند احساس رضایت و خشنودی می کند.
مزلو[16]
مزلو مدعی بود که در همه انسان ها تلاش یا گرایش فطری برای تحقق خود یا خودشکوفایی وجود دارد و خودشکوفایی را به عنوان موضوع اصلی زندگی انسان مورد توجه قرار داده است. به نظر او درجه رضایت مندی نیازهای اساسی به گونه ای مثبت با درجه سلامت عمومی همستگی داردو ناکام گذاردن نیازها و توانایی ها موجب بیماری افراد می شود. انسان کامل کسی است که به بالاترین سطح نیازهای خود دست یابد و براساس نظر وی تنها یک درصد از انسان ها به این سطح دست می یابند.
منبع : جدول محقق ساخته برگرفته از سایت http://public-psychology.ir
سلامت معنوی :
سلامت معنوی نخستین بار در سال 1971 توسط دیوید اوموبرگ [17]تحت عنوان بهزیستی معنوی وضع شدکه بیش از همه بر بهزیستی شخصی فرد و ارتباط با خدای او تاکید دارد. از نظر الیسون[18] نیزمفهوم بهزیستی معنوی از دو مولفه تشکیل شده استکه بهزیستی مذهبی نشانه ارتباط با یک قدرت برتر یعنی خداستو بهزیستی وجودی یک عنصر روانی اجتماعی است و نشانه احساس فرد است از اینکه کیست ، چه کاری باید انجام می دهد ، به کجا تعلق داردو این دو بعد در عین منفک بودن با هم تعامل دارند.(الیسون ، 1983م به نقل از عباسی و دیگران ف 1391: 45-11)
برای اینکه در مورد سلامت معنوی قضاوت درستی داشته باشیم ابتدا باید مفهوم معنویت را بکاویم و مقصود از آن را به درستی تبیین کنیم اما در این مورد هم مانند سایر مباحث ارزشی مشابه ، نویسندگانی که به اظهار نظر می پردازند اغلب تصویر شفافی از معنویت ارائه نمی کنند. در بحث معنویت باید به پرسش هایی ازاین قبیل پاسخ گفت "منظور از معنویت چیست؟آیا معنویت چیزی جدای از جهان طبیعی است؟رابطه معنویت با دین چیست؟رابطه معنویت با اخلاق وارزش ها چیست؟و بلاخره رابطه معنویت با سلامت چگونه تبیین می شود.
عدم افتراق سلامت معنوی از معنویت در بسیاری از این منابع ، خود یکی از مباحث قابل توجه است. اگرچه می توان به طور منطقی فرض کرد که همپوشانی هایی بین سلامت معنوی و معنویت وجود دارداما مترادف شمردن انها بایکدیگر یا به کارگیری آنها در متون مختلف بدون افتراق قائل شدن بین آنها پدیده ای شایع و مورد چالش است.(طاهری و فتحعلی بیگی ، 1389)
معنویت یک سازه معنوی:
در تعریف لغوی واژه معنویت در واقع برگرفته از کلمه لاتین اسپرتیوس[19]به معنای تنفس است.(سالاری فر و دیگران، 2005م)و مفهومی وسیع تر از مذهب داردو به یک روند پویا ، شخصی و تجربی اشاره می کند.مذهب و معنویت با هم همپوشانی دارند.(بالبونی و دیگران ، 2007 برگفته از عباسی و دیگران ، 1391: 45-11)چراکه هردو چهارچوب هایی را ارائه می کنند که از طریق انها انسان می تواند هدف و ارزش های متعالی زندگی خود را درک کند.( ریپنتراپ و دیگران ،2006م به نقل از عباسی و دیگران ، 1391:45-11)
اگرچه برخی معتقدند که مذهب به تشویق مناسک روزمره مانند نماز و روزه تمایل داردف اما معنویت سطوح جدید معنی ورای تمام عملکردها را جستجو می کند. مذاهب غالبا جنبه دیگری از از معنویت را نیز مدنظر قرار می دهندو این مناسک و اعمال مذهبی درواقع راه های دست یافتن به سطوح عالی معنویت تلقی می شوند و نه هدف اصلی مذهب(هاکز و دیگران ،1995م به نقل از همان)
در آموزه های دین اسلام امام خمینی معنویت را مجموعه ای از مجموعه صفات و اعمالی می داند که شور و جاذبه قوی و شدیدو در عین حال منطقی و صحیح را در انسان به وجود می آوردتا او را در مسیر به سوی خدای یگانه و محبوب عالم به طور اعجاب آوری پیش ببرد.0 موسوی خمینی ، 1373: 7).
آیت ا... مطهری معنویت را نوعی احساس و گرایش ذاتی انسان به امور غیرمادی علم ، دانایی، خیراخلاقی ،جمال ، زیبایی و تقدس مس داندکه وجه تمایز انسان و موجودات دیگر است.(مطهری ، 1372 ش).
در نتیجه گرچه تعریف غالبی از معنویت نمی توان به دست داد لیکن مرور ادبیات موضوع معنویت حکایت از آن دارد که اغلب این تعاریف قائل به دوبعدی بودن معنویت اند.بعد اول ، معنویت مذهبی است و در آن مفهوم فرد از وجود مقدس یا واقعیت غایی به سبک وسیاق مذهبی بیان می شود.و بعد دوم ، تعریف معنویت وجودی است که در آن تجربیات روانشناختی خاصی که در واقع ارتباط با وجود مقدس یا واقعیت غایی ندارد.(هاتز،2005م به نقل از صفایی راد و دیگران،1389: 274-80)
در واقع معانی که معنویت به همراه داردبیشتر شخصی است تا نهادی، انسان منوی می تواند به خدا معتقد نباشدبه عبارت دقیق ترف معنویت لزوما با اعتقاد به خدا همراه نیست. وجود مقدس یا واقعیت غایی همان افریننده انسان یا جهان کائنات نیست.
در دنیای کنونی که احساس می شود انسان از حداکثر آگاهی و شماخت ممکن از طبیعیت و عوامل طبیعی نسبت به ادوار قبلی برخوردار است و روز به روز بر میزان آگاهی انسان افزوده می شود و انسان ها توانسته اند با افزایش شناخت روابط پنهان طبیعی برمشکلات خود فائق آمده و چرخ گیتی را در بسیاری از زمینه ها تحت سلطه و فرمان خود درآورند سوال می شود آیا انسان توانسته است موجبات زندگی توآم با آرامش و اطمینان خاطر را برای خود و همنوعانش فراهم آورد؟
نگاهی هرچند سطحی به زندگی بشر موید این موضوع نیست و امروزه همچنانکه بیان شد انسان با مشکلات فراوان روحی و روانی و به تبع آن مشکلات و بیماریهای جسمی فراوانی روبرو است.
از نگاه بسیاری از صاحبنظران اتکاء انسان ها به قوانین مادی و خودساخته که بدون رعایت همه جانبه نگری حیات انسانی صورت گرفته است یکی از مهمترین دلایل چالش های پیش روی انسان در زندگی فردی و اجتماعی است و این همان چیزی است که به فقدان معنویت در زندگی انسان ها تعبیر می شود.
پیشینه تحقیق :
پایان نامه با موضوع : بررسی عوامل موثر بر سلامت اجتماعی دانشجو يان با تأکيد بر شبکه های اجتماعی که توسط پریسا حاتمی دانشجوی دانشگاه علامه طباطبایی تهران نوشته شده است . در این پژوهش بررسي ميزان سلامت اجتماعي در بين دانشجويان با تأكيد بر شبكه هاي اجتماعي دانشجويان كه فرضيات آن از تئوريهاي مختلف سلامت اجتماعي و نظريه هاي شبكه اجتماعي وسرمايه اجتماعي استخراج و مورد آزمون قرار گرفته اند. روش بررسي، تلفيقي از روش كتابخانه اي و ميداني است. نتایج این پژوهش نشان می دهد سلامت اجتماعي دانشجويان به صورت توزيع تقريباً نرمال و در حدمتوسط به دست آمده است.بين شبكه هاي اجتماعي، منابع حمايت اجتماعي شبكه ها، ارتباط شبكه اي و پايگاه اقتصادي-اجتماعي دانشجو با ميزان سلامت اجتماعي او ارتباط معني دار آماري به اثبات رسيد و در تحليل رگرسيوني متغيرهاي وارد شده در مدل توانسته اند درحدود 27 درصد تغييرات واريانس متغير سلامت اجتماعي دانشجويان را تبيين كنند كه قوي ترين پيش بيني كننده، متغير ارتباط شبكه اي بوده است. سلامت اجتماعي دانشجويان به عنوان سازه اي اجتماعي از كميت و كيفيت حضور و فعاليت در شبكه هاي اجتماعي تاثير مي پذيرد.
مقاله ای با موضوع سلامت معنوی مفاهیم و چالش ها توسط سپیده امیدواری ،روانپزشک و محقق جهاد دانشگاهی در فصلنامه تحقیق و پژوهش میان رشته ای قرآن کریم سال 1387 چاپ شده است.
در این مقاله پس از اشاره به انواع چهارگانه سلامت(سلامت جسمی، سلامت روانی، سلامت اجتماعی و سلامت معنوی )به سلامت معنوی بعنوان بعد مهم سلامت پرداخته شده است.در این مقاله ابزارهای مختلفی که برای سنجش سلامت معنوی یا بیان مقایسه ای سلامت معنوی با سایر اقسام سلامت مورد استفاده قرار گرفته است بیان شده و مورد تجزیه و واکاوی قرار گرفته است.
پس ازبیان استدلال محقق نتیجه گیری نموده است با وجود گستره عظیم پژوهش های انجام شده مشکلات بسیاری همچون ابهام در تعریف سلامت معنوی ، عدم تفاهم کلی براساس مفاهیم اساسی مربوط به مسئله ، عدم تبیین سلامت معنوی و معنویت ، عدم دستیابی به ابزارهای مناسب برای سنجش سلامت معنوی 0 عدم طرح صحیح سولات ، سنجش سایر حیطه های سلامت به جای سلامت معنوی ، عدم اعتبار و پایایی برخی از ابزارهای سنجش و...)و استفاده از نمونه های ساده و غیرقابل تعمیم همچنان به چشم می خورد.
همچنین نتایج پژوهش نشان داده است با توجه به نفس مسئله به نظر می رسد انجام پژوهش های متقن علمی مبتنی بر "منبع زلال معنویت"از جمله اقداماتی است که ممکن است به پاسخگویی به مشکلات مطرح شده کمک نماید.
مقاله ای با موضوع سلامت معنوی و دیدگاه ها توسط سید محمود اصفهانی ، متخصص تغذیه و طب سنتی دانشگاه علوم پزشکی تهران در فصلنامه اخلاق پزشکی شماره چهاردهمسال 1389 چاپ شده است.
در این مقاله محقق با طرح این سوالات اساسی که منظور از جنبه معنوی سلامت چیست؟و اینکه سلامت معنوی به چه معنا است؟ معتقد است ورود به این موضوع ها جای بحث بسیاری دارد.و شاید در این زمینه رسیدن به یک تعریف مشترک و قابل قبول همگان کاری دشوار و دست نیافتنی باشد .
محقق از دو منظر نگاه عمومی و متمایل به لائیسم[20]و دیگری دیگاه مکاتب الهی سلامت معنوی را تشریح نموده استو می نویسد : وقتی به روح و تعبیر قرآنی موضوع توجه شود ، شکاف عمیقی میان نگرش لائیسم از مفهوم معنویت و نگرش مکتب الهی –اسلامی می توان مشاهده نمود.وی معتقد است به استناد مطالعات وسیع انجام شده اینک دوران سازش و تعامل دین و معنویت ازیک سو و علوم انسانی و سلامت از دیگر سو است.
محقق همچنین نتیجه گیری نموده است که پیروان همه ادیان الهی علی الرغم تحریف های بسیار،عموما می توانند در قالبی که در این مقاله ارائه شده است به تعریف نسبتا یکسانی از سلامت ، ابعاد معنوی سلامت و سلامت معنوی نزدیک شوند.تعریفی که لائیک ها هم می توانند با پرهیز از روحیه انکار و تعصب لااقل در اندازه یک نظریه قابل بررسی با آن مواجه شوند.
مقاله ای با موضوع تعریف مفهومی و عملیاتی سازی سلامت معنوی ، یک مطالعه روش شناختی توسط اقای محمود عباسی ( دکتری حقوق پزشکی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی تهران ) و دیگران در فصلنامه اخلاق پزشکی سال ششم 1391 چاپ شده است.
محققین با بیان اینکه از زمان ورود مفهوم سلامت معنوی توسط موبرگ (1971م) تاکنون تعاریف متعددی در مورد این مفهوم ارائه شده است در روش سنجش آن نه در تحقیقات تجربی و نه در تعابیر متداول اتفاق نظری وجود نداشته است هدف اصلی مقاله را ارائه یک تعریف جامع از سلامت معنوی و تعریف عملیاتی مولفه ها وشاخص ها ، تحلیل مقیاس های سنجش سلامت معنوی بر اساس فرهنگ بومی ایران عنوان شده است.
این مقاله براساس یک رویکرد روش شناختی تدوین شده است و داده ها نیز با روش اسنادی گرداوری شده است . همچنین برای تحلیل مفهومی داده ها از روش واکر و آوانت استفاده شده است .پس از گردآوری داده ها ، فضای مفهومی واژه سلامت معنوی ترسیم شده است و موقعیت کالبدی مولفه ها و شاخص های آن تبیین گردیده است .
محققین بر اساس یافته های پژوهش معتقدند :معنویت حالتی از بودن است لیکن سلامت معنوی حالتی از داشتن است.سلامت معنوی به برخوداری از از حس پذیرش ف احساسات مثبت، اخلاق و حس ارتباط متقابل مثبت بایک قدرت برتر و حاکم قدسی ف دیگران و خود اطلاق می شود که طی یک فرایند پویا و هماهنگ شناختی ، عاطفی ، کنشی و پیامدی شخصی حاصل می آید.
ناخت معنوی ، عواطف معنوی ، کنش معنوی و ثمرات معنوی مولفه های اصلی سلامت معنوی هستند.محققین نتیجه گیری می کنند : سلامت معنوی آدمیان را باید بر مبنای فرایندی از کنش متقابل انسان در جهان هستی و یک قدرت برتر و حاکم قدسی تعریف کرد. در سنجش سلامت معنوی دیدگاه ما نسبت به سلامت معنوی نباید تحت بررسی قرار گیرد بلکه باید در این سنجش شناخت ها ، کنش ها ، عواطف و ثمرات شخصی افراد مورد بررسی قرار گیرد.
یکی از روش های پژوهش در واقعیات های اجتماعی روش وارونگی یا واژگونی است و این روش هنگامی کاربرد دارد که بخواهیم ابعاد مختلف یک واقعیت رابکاویم وقتی که به طور مستقیم نمی توان به مطالعه ان پرداخت. در این زمینه آقای ویلیام گاردنرکتابی با عنوان جنگ علیه خانواده ها (The war Againdt the family) نوشته و خانم معصومه محمدی آن را به فارسی ترجمه نموده است. در این کتاب که توسط دفتر مطالعات تحقیقات زناننشر یافته نویسنده به بحران فروپاشی خانواده در غرب و پیامد هایی از این رهگذر گریبانگیر جوامع غربی شده است می پردازد. نویسنده از جمله کسانی است که با استناد به معزلات جامعه خود و ارائه راه حل هایی جهت غلبه بر این مشکلات برآمده است.این کتاب در تقابل با نظریات ضد خانواده و بویژه فمینیسم نوشته شده است و در ارتباط با جامعه کانادا و آمریکا و رویکردهای اجتماعی به مسئله خانواده و زنان است.
در فصل اول کتاب نویسنده توضیح می دهد که اگرچه خانواده متشکل از پدر، مادر و فرزند مثلث تکوینی بنیادین در تاریخ بشر است اما تاکید نظام های دموکراتیک برفرد است و معنای این یعنی رویارویی عملی با خانواده است. نویسنده همچنین به رسانه ها و آموزش و پرورش در جامعه انتقاد می کند و معتقد است برخی از برنامه های آنان برای کودکان و نوجوانان در حوزه خانواده نقش ضد خانواده دارند.
اغلب کارشناسان سیاست های عمومی و مهندسان اجتماعی براین عقیده هستند که "اصول اخلاقی"دولت والاتراز نهاد پایین تری است و دولت بهتر از افراد و خانواده هایشان تشخیص می دهد جامعه باید چگونه باشدبنابراین فرد و خانواده باید تسلیم رهنمود های سیاسی ، اقتصادی و اخلاقی دولت شوند.
از آن جا که خانواده می تواند منشا تفاوت های بسیاری میان افراد جامعه باشد، گروهی که این تفاوت ها را نامطلوب تلقی می کنند، می کوشند با ریشه کن کردن خانواده ، این تفاوت ها ار ازبین ببرند آن ها می گویند که می خواهند که می خواهند جامعه را با "ابزارهای سیاستگذاری"عقلانی کنند.حتی گر بگوییم خانواده موتور مولد همه ارزش های حیاتی جامعه است، مبالغه نکرده ایم. به اعتقاد نویسنده لیبرال های امروزی خانواده را «ارتجاعی» می دانند و به عبارت دیگر جوهر ، منطق وحاصل کار دولت های امروزی تهاجم و تسخیر نهایی همه زندگی های خصوصی به وسیله دولت است.
دکتر گاردنر در فصل سوم کتاب از خانواده سنتی سخن می گوید و معتقد است خانواده طبیعی، متشکل از پدر، مادر و فرزندان ، یگانه نهاد در تاریخ بشر بوده که با تعصبی آشکار خود را وقف فرزندان و حمایت از آنان کرده است. وی معتقد است حتی بسیاری ازجامعه شناسان به دلیل این که از «کاهش اقتدار والدین،افزایش برابری و آزادی زنان ، مساوات طلبی اقتصادی، سکولاریسم و بی قید و بندی جنسی حمایت می کنند »در واقع مدافع فروپاشی خانواده هستند.(ص 78).
از نظر نویسنده ارزش های خانواده در حوزه های مختلفی تعریف می شود که برخی از این مقوله ها مستقیما به سلامت معنوی افراد مربوط می شود. از نظر نویسنده می توان مهمترین ارزش های خانواده را در قالب جدول زیر خلاصه نمود.
ارزش
مشخصات
سیاسی، حقوقی و اقتصادی
علی رغم اینکه خانواده واحد مهمی در جامعه به شمار می رود و سازنده افراد است در مباحث سیاسی،حقوقی و اقتصادی به نقش آن توجه نمی شود و در این مباحث بیشر روی فرد و جامعه تاکید می شود.
خانه و خانواده در جایگاه حامی
در طول تاریخ خانواده همواره در جایگاه حامی و تامین کننده به اعضای خود خدمت کرده است، در برابر دشمنان ، دربرابر طبیعت نامهربان ، در برابر ارواح بدنهاد و مهم تر از همه در برابر نیروهای هم آوایی انسان های دیگری که زیر چتر دولت عمل می کنند.
نهادی که خانواده نامیده می شود (چه ثروتمند و چه فقیر)در صورتی که به درستی حمایت شود ، دست کم تا حدی قدرت مراقبت از خود را در برابر تهاجم های حقوقی ،سیاسی، درمانگرانه، فیزیکی یا اقتصادی را دارد.به این ترتیب خانواده از اعضایش ، و قوانین نیز از خانواده حمایت می کنند.
خانه صمیمانه ترین فضای زندگی
صمیمیت حاکم بر فضای خانواده ، بدون توجه به امکانات رفاهی آن و خاطره محیطی که برای نخستین بار در آن جا از زندگی آگاهی می یابیم همواره با انسان می ماندو اغلب به گونه ای است که می خواهیم آن را تداعی کنیم.
محیط خانوادگی اولیه مرکز احساسی ، معنوی و جغرافیایی عالم فردی ما و سدی در مقابل همه چیزهای خارج از این عالم است.این جا زادگاه تمام تجربیات نفسانی سازنده و مکانی است که پرسش های بی پایان ما در مورد جهان بر ای نخستین بار پاسخ داده می شود.
نظام پاداشی
خانواده بخشی از نظام بزرگتری است که من آن را نظام پاداشی می نامم.این نظام پاداشی ، بروز طبیعی تفاوت ها را تشویق می کندو از آن جا که تلاش برای تعالی ، انگیزه اساسی برای تلاش انسان است، کامیابی در چهارچوب نظام را پاداش می دهد. همگان در این نظام سود می برند، ولی آن هایی که بهترین کارکرد را دارند. بیشترین پاداش را نیز به خود اختصاص می دهند.
تجارب خانوادگی، موتور ایجاد ثروت
در حالی که موتور تولید ثروت در غرب خانواده است باعث تعجب است که در تحلیل های جامعه شناختی از خانواده ،واقعیت های مربوط به تجارت خانوادگی جایی ندارد.و این حقیقت به وسیله دولت ، برنامه ریزان و کارشناسان مالیاتی نادیده گرفته می شود.
ازدواج انگیزه بسیار بالایی در مردان ایجاد می کند که تولید ثروت کنندو خانواده ها در صورتی که برای آینده انگیزه داشته باشند، ثروت جاری بزرگی برای کل کشور تدارک می بینند.
همکاری زناشویی ، تقسیم کار خانگی
تقسیم کار خانوادگی یکی از بهترین و ثمربخش ترین راه کارهایی بوده که تاکنون برای ایجاد ثر وت ابداع شده است. این هدف دوگانه یعنی پدید آوردن فرزندان و ثروت به طور مشترک به وسیله زن و شوهر ، بدون چنین تقسیم کاری ، غیرممکن می شد.
نظام سنتی ، مردان را برای ازدواج و فرزند به زنان و زنان را برای محافظت و حمایت به مردان وابسته می کرد. مفهوم ضمنی این توافق اجتماعی این بود که مردان تامین کننده و حامی ، و زنان فراوری کننده و پرورش دهنده بودند این گونه بود که هردو جنس به یک نسبت به همدیگر نیازمند بودند، نیازهایشان متفاوت بود.
عشق و عاطفه ، زادآوری و کنترل امور جنسی
به دلیل ای که مردان و زنان از زمان تولد بسیار با هم متفاوت هستند ولی مردان در حوالی سن بلوغ کاملا بازنان تفاوت می یابند رهاوردی که ازدواج و خانواده همواره برای جامعه داشته است تامین وسیله ای برای رام کردن خشونت جنسی و فیزیکی مردبرای سوق دادن وی برای تولید مثل دراز مدت زنانه و حفاظت نسل است. در عوض هردوطرف توافق می کنند که از که از برقراری روابط جنسی با فرد دیگری خودداری کنند.این همان عملکرد کنترل جنسی است که خانواده برای جامعه به ارمغان می آورد و به این ترتیب ، زن و مرد هردو به عشق و عاطفه مشروع و قابل پیش بینی دست می یابند.
عشق زناشویی در برابر روابط جنسی نامشروع
بدون وجود ازدواج و خانواده جهت تنظیم میل جنسی ف دچار اشفته بازاری از روابط جنسی خواهیم شدکه در آن ، انسان ها به حیواناتی جفت جو تبدیل می شوند که تحریکات جنسی برایشان همه چیز و تعهد و مسئولیت هیچ است. همین قیود اخلاقی مربوط به ازدواج و خانواده است که انسان ها را وامی دارد تا احساسات پست شهوانی خود را پالایش و آن را به سطح بالاتری ارتقا دهند.
خانواده ، نهادی اخلاقی
خانواده نهادی قویا ارزش گذار است . پدر و مادرها می کوشند به وظیفه خود در انتقال سلسله مراتب ارزشی از نسلی به نسل دیگر عمل نمایند. به این ترتیب خود خانواده مفهوم وطیفه را منتقل می کند.
خانواده ، نیروی اجتماعی بشردوستانه و اقتصادی
خانواده ، بهترین سازمان بشر دوستانه ای است که می شناسیم ، زیرا به تنهایی و داوطلبانه و رایگان به نیازهای اعضای خود در طول زندگی پاسخ می دهد. این کمک ها
خانواده ، نیرویی جهت همبستگی اجتماعی
خانواده ، یگانه سازمان اجتماعی است که با اعضای خود با عشق ، تحمل و مراقبتی بسیار بیش تر از آنچه ممکن است از دیگران دریافت کنند برخورد می کند. نفس تشکیل خانواده به طور طبیعییک نیروی همبستگی اجتماعی جهت احسان و مراقبت پدید می آوردکه سبب تعالی خود خانواده باشد.
اغراق آمیز نیست اگر بگوییم راز قدرت عاطفی و توفیق خانواده طبیعی ، تعلق خاطر ذاتی آن به دوام و بقای خود است.تعلق خاطری که مستلزم عشق بی قید و شرط خواهد بودکه در هیچ گروه اجتماعی دیگری یافت نمی شود.
خانواده، قلمرو دارایی و هدف
در جامعه چهار ساختار اجتماعی دررابطه با انسان فعال هست 1.فرد 2.خانواده 3. گروه های واسطه ای نظیر کلوپ ها و کلیساها 4.دولت در عصر حاضر ما بدون اندیشه این نهاد ها را با هم جابجا کرده ایم.تشویش ، اظطراب ، اختلالات عصبی و بی هدفی عصر ما نیز از همسن جا ناشی می شود.و خانواده هنوز یکی از واپسین چیزهایی است که به ما احساس شایستگی و اقتدار می دهد
جانبداری و غلبه بر میرایی
والدین در جایی که پای فرزندانشان در میان باشد همواره تا مرز دیوانگی حامی آنها بوده اند . آنها به شکل قهرمانانه ای در برابر فرزندانشان شکیبایی به خرج می دهند و اگر لازم باشد برای آنها می میرند. اما در مقایسه با خانواده سایر نهاد های مسئول در ارتباط با کودکان به عمد بی تفاوت و بی طرف هستند و در مسیر شکوفایی استعدادهای کودکان جانبداری فوق العاده ای از آنان ندارند.
جدول شماره محقق ساخته برگرفته از( ویلیام گاردنر، 1387: 89-80)
فیمنیسم و سلامت معنوی:
نظریه فیمنیسم کم و بیش شبیه مارکسیسم ، جنبش های نومذهبی یا سرسپردگی های فرقه ای ، آتشین و رهایی بخش است. همه ایت نظریه ها پیشاپیش ، نه تنها از نتایجی که قرار است به آن ها دست یابند ، بلکه از موضعگیری درست در باره آن نتایج نیز آگاهی دارند. بخش عمده نظریه فمنیسم غیر علمی است.)ویلیام گاردنر ، 1387: 167)
با مطالعه دقیق مباحث فمنیست ها ، آشکارا در می یابیم که این مباحث به طور کلی ، بر برنامه کینه جویانه ، فرقه گرایانه ، ضد مرد و ضد خانواده مبتنی است که بنیان های سلامت فکری مارا تهدید می کندو هدفی هم جز این نداشته است.
فمینیسم افراطی ، نوعی نظام اشتراکی است که به حداقل نیازهای زنان و مردان متوسل می شود و از همین رو خیل بزرگی از انسان های خوش باور با به دنبال خود می کشد.(همان 168)
از مباحث فیمینیسم چنین برمی آید که ازفمینیسم هم دو برداشت متفاوت وجود دارد فیمینیسم قرن پیشین و فیمینیسم در عصر حاضر و بین این دو نوع تفاوت های عمده ای در تعاریف و عملکرد وجود دارد.
فیمینیسم پیشین که به قرن 17 مربوط می شود در پی ارتقای زنانگی ، مادری ، خانواده و خانواده گرایی بود. انکه به هیچ وجه با فیمینیسمی که ما امروز می شناسیم قابل مقایسه نبود.در قدیم اصرار بر این بود که کودکان در درون خانواده حمایت شوند اما فیمینیسم در عصر حاضر اصرار د ارد از زنان در بیرون از محیط خانواده حمایت کند.(کودکان می توانند در مهد کودک گذران زندگی کنند یا در خانه دربسته تنها باشند.)
نکته قابل توجه دیگر در این تفاوت آن است که فیمینیسم های پیشین بر خلاف همتایان جدید خود به "تفاوت میان زنان و مردان احترام می گذاشتند ، آن ها عقیده داشتند که طبیعت تربیت کودکان را برعهده زنان گذاشته استو دولت موظف است از وطیفه مادری حمایت کند.آن ها در زمینه ازدواج زن مو مرد را مکمل یکدیگر می دانستند و هرگز برای اندیشه "حقوق برابر"جارو جنجال نمی کردند.
نهایتا فیمینیست های پیشین به عکس همتایان جدید خود چنین استدلال می کردند که چون زنان از نظر طبیعی متفاوت و ویژه هستند از این رو وظایف خاصی دارند،نیازمند قوانین ، حمایت ها و امتیازات ویژه ای نیز هستند.
اما فیمینیسم جدید به عکس نوع سنتی آن سعی دارد تحت عنوان توهم قربانی بودن همه تارو پود جامعه ازاد ما را به شکلی اشتراکی بازسازی کندو این تحول را به پشتوانه مالی نظام سرمایه داری انجام می دهد . فیمینیسم می کوشد نظام خانواده طبیعی را ازبین ببرد، سپس با توزیع مجدد ثروت ، برای همه زنان فرصت ایجاد رابطه خودمختارانه که نوعی وابستگی جدید به دولت است فراهم آورد و به این ترتیب ، زنان از دنیای مردانه ازاد خواهند شد.(همان: 176-175)
پرسش نامه سلامت معنوی
پرسشنامه 20 سوالی سلامت معنوی پولوتزین و الیسون (1982) که 10 سوال آن سلامت مذهبی و 10 سوال دیگر ان سلامت وجودی فرد را می سنجد . نمره سلامت معنوی جمع این دو زیرگروه است که دامنه آن بین 120-20 می باشد.پاسخ به این سوالات به صورت لیکرت 6 گزینه ای ازکاملا مخالفم تا کاملا موافقم دسته بندی شده است . برای این پرسشنامه سلامت معنوی R=0/82
همچنین عبارت های با شماره فرد سلامت مذهبی و عبارت های با شماره زوج سلامت وجودی را می سنجد.در تلاش برای تدوین ابزاری معتبر و پایا در مورد سلامت معنوی ،ابتدا مطالعاتی جهت مشخص کردن منظور مردم از مفهوم سلامت معنوی از جمعیت عمومی خواسته شد تا سلامت معنوی را با اصطلاحات خودشان توصیف کنند.مقالات مربوط به سلامت معنوی هم مطالعه شد و ازاین دو منبع روشن شد مردم در مورد احساس خود درباره سلامت معنوی به دوگونه است برخی افراد ، مشخصا از زبان مذهبی برای آن استفاده می کنند و دیگران از زبان غیر مذهبی
به همین خاطر ، عمدتا تلاش می شود تا ابزاری برای سلامت معنوی تدوین شود که دو خرده مقیاس را شامل شود . یک خرده مقیاس برای سنجش سلامت مذهبی و یک خرده مقیاس برای اندازه گیری سلامت وجودی (فلسفه وجودی انسان)به هنگام ساخت سلامت معنوی به این موضوع نیز توجه شد که ابزار مورد نظر می بایست به اندازه کافی عمومی باشد تاقابل استفاده برای مردم با عقاید مذهبی و معنوی متفاوت باشد.(امیدواری، 1387)
مجموع نمرات به دست آمده را می توان به صورت زیر طبقه بندی کرد.
سلامت معنوی در حد پایین 24-20
سلامت معنوی در حد متوسط 99-41
سلامت معنوی در حد بالا 120-100
این پرسشنامه در ایران توسط مژگان عباسی در سال 1384 برروی 283 دانشجوی پرستاری دانشگاه ایران ، تهران و شهید بهشتی اجرا گردیده است . برای این پرسشنامه R=0/82 گزارش شده است.
نتیجه گیری :
خانواده در جامعه امروز ایران بیش از هر زمان دیگری متاثر از توسعه مدنی جامعه دستخوش تغییر و دگرگونی شده است. تغییر در تعریف و اهداف، تغییر در نگرش اعضای خانواده و تغییر در نقش ها و کارکرد ها و البته این تغییر و دگرگونی هم در خصوص اعضای خانواده و هم در کلیت نهادخانواده با نسبت های متفاوت روی داده است.
از اواخر دوران صفویه و در طول دوران حکومت قاجارها و بویژه در دروان حکومت پهلوی آهنگ تغییرات اجتماعی خانواده ایرانی متاثر از فرهنگ وارداتی غرب گاهی آرام و گاهی تند اما مستمر جریان داشته است. خانواده سنتی و پدرسالار ایران تحت تاثیر فرهنگ مذکور رفته رفته تغییر ماهیت داده و با مفاهیم نوینی مثل مدرنیته ، صنعتی شدن ، اشتغال بیرون از خانه زنان ، فیمینیسم و ... همراهی نموده است.
سلامت خانواده در ایران همواره در معرض آسیب های فراوانی بوده است. چه سلامت جسمی که در گذشته به دلیل نبود بهداشت و امکانات درمانی و چه در حال حاضر به دلیل تغییر سبک زندگی و مصرف مواد غذایی نامناسب و رژیم های نامتناسب غذایی در معرض مخاطرات فراوانی قرار دارد و چه سلامت روحی و روانی جامعه که روزگاری متاثر از نبود قانون و امنیت اجتماعی آسیب پذیر بوده و چه در روزگار ما که به دلیل استرس و فشارهای روحی و روانی، مشکلات اقتصادی، نبود درک و اقناع متقابل بین اعضای خانواده ، آمار بالای طلاق و گسیختگی در خانواده ها ، اعتیاد و .... همچنان ضریب خطرپذیری بسیاری دارد.
اما رابطه سلامت معنوی و خانواده چیست؟ میزان اثرگذاری سلامت معنوی برکارکردهای خانواده چگونه است؟آیا می توان میزان سلامت معنوی خانواده را افزایش داد؟
همانگونه که ذکر شد سلامت معنوی از دو بعد مذهبی و وجودی قابل شناخت و ارزیابی است و نمی توان آن را با مفهوم دین داری یکسان دانست اگرچه تحقیقات و پژوهش ها نشان داده که دین داری در جامعه می تواند عامل مهمی برای تقویت سلامت معنوی آن باشد.
بعد جوهری سلامت معنوی به این موضوع توجه می کند که برداشت انسان از بودن خودش چیست.چه شناخت قلبی و یقینی در مورد شروع و پایان زندگی برای او متصور است. آیا انسان مورد مطالعه زندگی را تجربه مثبت و ارزشمندی فرض می کند یا تجربه ناخوشایند ، تکرای و بدون هدف ، انسان مورد مطالعه آینده زندگی خود و همنوعانش را چگونه می پندارد با سرنوشت معلوم یا نامعلوم، اینکه از زندگی خود احساس رضایت دارد یا خیر و ...
بعد معنوی سلامت معنوی هم در جستجوی پاسخ به این گونه سوال ها است.اینکه خداوند انسان را دوست دارد و مراقب اوست، در زندگی به او کمک می کند،در زندگی او نقش دارد، آیا توانسته است با خدای خود ارتباط معنوی برقرار کندو...
توجه به این ابعاد و نظریه هاو مطالعاتی که در مورد سلامت ، سلامت معنوی و خانواده ارائه شده است نشان می دهد که وجود سلامت معنوی در خانواده باعث می شود این نهاد در مسیر انجام کارکرد و نقش بی بدیل خود در اجتماعی کردن اعضا و تربیت آنها و ساختن کانونی گرم و امید بخش موفق تر عمل نماید. چنین خانواده ای در برابر آسیب های فراوانی که همواره آن را تهدید می کندو عملا به اعتقاد من در برابر هرنقش اجتماعی خانواده می توان ده ها آسیب جدی برشمرد، توان مقاومت بالایی دارد و هم از کیان این نهاد در برابر هجمه ها حفاظت می شود و هم از اعضای خانواده حمایت های معنوی و حقوقی به عمــــل می آورد.
نگاهی به تاریخ شکل گیری خانواده و تداوم آن بویژه پس از قرن 17 و شروع تجدد جوامع انسانی نشان می دهد که نظریه های مختلف و بعضا متضادی در رابطه با خانواده ارائه شده و مورد آزمون قرار گرفته است و به عقیده برخی از صاحبنظران مدرنیته و تجدد ،تعارض آشکاری با نقش خانواده دارد و درنگاه بدبینانه حتی برخی از آنها معتقدند که در رابطه با خانواده نقش تخریبی ایفا می کنند و در صدد نابودی نهاد خانواده هستند.
بعضی از رویدادها در دنیای مدرن برای سلامت اخلاقی خانواده مخاطرات جدی بهمراه دارد. همجنس گرایی و تصویب قوانین مدافع آن در کشورهای صنعتی ، فیمینیسم و نهضت های جهانی دفاع از حقوق زنان ، جنگ افروزها و توسعه اختلافات مذهبی و قومی در کشورهای مسلمان ، حمایت از افراطی گری های مذهبی نظیر داعش و... از جمله این وقایع هشدار دهنده است که نه تنها برای انسانیت ارزش و بهای واقعی قائل نیست بلکه موقعیت انسانی زنان را به شدت تقلیل می دهد وپایداری نهاد خانواده را متزلزل می نماید.
وظیفه نهاد ها و سازمان های بین المللی در شرائط کنونی تمرکز برای رفع این خطرات جدی است که زندگی انسان ها را در سراسر جهان تهدید می کند. با توجه به شرائطی که ذکر شد نمی توان برای خانواده در کشورهای مسلمان درگیر با خشونت های مذهبی هیچ بعدی از سلامت معنوی قائل شد چراکه واقعیت های تلخی از طریق رسانه های خبری و تحلیلی بین المللی از درون این کشورها مخابره می شود که وجود هرگونه بعد سلامت معنوی در سطح فردی، خانوادگی و اجتماعی رابرای این کشورها نفی می کند و البته سکوت سازمانهای بین المللی نیز که برایند نظر مردم در اقصی نقاط جهان تلقی می شود از سوی دیگر بیانگر سلطه نوعی اندیشه سیاسی مخرب و غیر سازنده درارتباط با موضوع خانواده در اغلب کشورهای جهان است. این سلطه سیاسی باعث می شود وجود سلامت معنوی درجوامع بشری با دیده تردید نگریسته شود.ضمن اینکه آمارهایی رسمی از رواج پدیده طلاق ، رواج و فراگیری پدیده ازدواج سفید،همجنس بازی ، نگاه ابزاری و تجاری به زن ، عدم تحمل سالمندان در خانواده و توسعه مراکز نگهداری آنان ، توسعه زندگی تجردی، بالارفتن سن ازدواج ، عدم تمایل زوجین به فرزند آوری و ... در اغلب کشورهای دنیای صنعتی وجود دارد که همه در مسیر تخریب نهاد خانواده و مخدوش ساختن سلامت معنوی خانواده ارزیابـــی می شود و متاسفانه بسیاری از این رسوم و اندیشه های ناصواب توسط مردم کشورهای در حال توسعه نظیر ایران نیز تقلیــــد می شوند و از این رو امروزه گزارش هایی از برگزاری جشن های طلاق ، ازدواج های سفید و ... در جامعه ایران اسلامی هم در رسانه ها منتشر می شود.
به نظر نگارنده می توان سلامت معنوی خانواده ایرانی را با دقت نظر و توجه کافی به مولفه های فرهنگی ، اقتصادی و اجتماعی تقویت نمود.
سلامت معنوی خانواده ایرانی را می توان متاثر از سلامت جسمی ، روحی و روانی و اجتماعی دانست. پس از دین باوری و اعتقاد به وجود خداوند یگانه و لزوم تعظیم شعائر مذهبی ،برخوردای خانواده ایرانی از اقتصادی پویا و رقابت پذیر اصل اساسی در تامین سلامت معنوی آن است. اقتصاد خوب به حفظ سلامت جسمی ، روحی و روانی کمک می کند و در دین اسلام هم تاکید فراوانی بر جلوگیری از فقر شده است و در احادیث قدسی از فقر به عنوان کفر یاد شده است بگونه ای که هرگاه فقر از درب خانه وارد شود ایمان از آن خانه می گریزد.
بسیاری از بیماری های روحی و روانی انسان هم متاثر از نداشتن اقتصاد مطلوب در خانواده است و هرگاه به هردلیلی ضعف جسمی یا بیماری روحی و روانی حادث شود در پناه اقتصاد خوب خانواده امکانات بیشتری برای درمان بیماری فراهم می گردد.
تغذیه مناسب و مطلوب و رفاه اجتماعی شایسته نیز از ملزوماتی است که با اقتصاد خوب دست یافتنی است.
متاسفانه اگرچه سیاستگذاری نظام اسلامی در ایران در جهت کاهش فقر و تعداد فقرا بوده است اما در حال حاضر شاهد تقسیم جامعه ایران به دهک های دهگانه هستیم و بخشی از جمعیت کشور که در سه دهک پایین هستند شرائط بسیاردشواری از نظر اقتصادی دارند و درفضای اقتصادی متورم جامعه قدرت خرید آنان روز به روز کاهش می یابد و این درحالی است که درآمد ناکافی به پایین آمدن شاخص های سلامت در همه ابعاد آن می انجامد.
فاصله و شکاف طبقاتی در جامعه ایرانی گسترش یافته ودرآمد دهک های بالای جامعه با دههک های پایین اختلاف فاحش و معناداری دارد. اولین اثراین فاصله و شکاف اقتصادی در خانواده ها این است که پاک دستی اقتصادی سرپرستان خانواده ها کم رنگ می شود و به جهت برآورده نشدن خواست ها و تمایلات اقتصادی و البته وجود فضای رقابت در جامعه، نوعی سرخوردگی اجتماعی در بین نوجوانان و جوانان اقشار پایین دست جامعه بوجود می آید وسلامت روحی و روانی خانواده ها را به خطـــــــر می اندازد.
در حوزه فرهنگی و دینی خانواده ایرانی با ابهامات فراوانی روبرو شده است. موضوع تاخر فرهنگی که در مطالب بالا به آن اشاره شد واقعیتی است که همواره مانع از شکل گیری انسجام اجتماعی برای مواجه با پیامدهای ابزارهای رسانه ای در جامعه ایرانی شده است. اگرچه ابزاهایی چون ماهواره در دهه 1370 به ایران وارد شد ما هنوز در میانه دهه 1390 برنامه جامعی برای پذیرش یا طرد این ابزار نداریم و بین آنچه قانون تصریح می کند و آنچه شهروندان انجام می دهند مغایرت وجود دارد. ضمن اینکه متاسفانه نتوانسته ایم برای مواجهه با اینگونه ابزار راه چاره اساسی بیابیم.
امروزه گوشی های هوشمند و نسل های جدید تلفن همراه با قابلیت ارسال انبوه اطلاعات در حداقل زمان ممکن ، شبکه های اجتماعی در سطح وسیع مرزهای خانواده را درنوردیده است و از نظر فنی و تکنیکی نیز امکان جلوگیری از نفوذ این امواج عملا متصور نیست.
خانواده ایرانی بیش از هر زمان دیگری به سلامت معنوی نیاز دارد وچنانچه به سمت برخورداری بیشتر از سلامت معنوی حرکت نکنیم در آینده ای نه چندان دور با مشکلات و معزلاتی مواجه خواهیم شد که امروزه برخی از جوامع صنعتی در تعریف و کارکرد خانواده با آن دست و پنجه نرم می کنند.و این درحالی است که ما با پیروزی انقلاب اسلامی در ابتدای مسیر پرفراز و نشیب توسعه همه جانبه کشور قرار گرفته ایم و مهمترین نهادی در این توسعه باید مورد توجه قرار گیرد خانواده است.
طرحی که با عنوان "طرح تحول سلامت" از ابتدای دولت تدبیر و امید در حال اجراست نمونه خوبی برای تحقق برنامه های سلامت محور در سطح کلان جامعه است.توسعه هدفمند این طرح می تواند قدم هایی موثری در جهت توسعه سلامت معنوی جامعه بحساب آید.
پیشنهاد نویسنده ان است که مسئولین امور بهداشتی و درمانی کشور(نمایندگان مجلس شورای اسلامی ، وزارت بهداشت ، درمان و آموزش پزشکی ، وزارت کار، تعاون و رفاه اجتماعی و...) باید با کمک و مساعدت سازمان های مردم نهاد فعال در حوزه سلامت برای سالم ماندن خانواده در بعد جسمی و روانی برنامه ریزی نمایند . گروه های مختلف انسانی جامعه از نظر ابتلا به بیماری های غیرواگیر غربالگری گردند و برای گروه هایی که به این گونه بیماری ها مبتلا هستند طرح های سلامت تعریف شود. با طرح های تغذیه ای مناسب از ابتلای مردم به بیماری ها حتی الامکان جلوگیری شود و بهداشت عمومی جامعه به سطح قابل قبولی ارتقا یابد.
با اجرای برنامه های فرهنگی مناسب نشاط اجتماعی در بین اقشار مختلف جامعه توسعه پیداکند. تفریح های مناسب در اختیار اقشار مختلف جامعه و بویژه جوانان و بانوان قرار گیرد. امکانات ورزشی خصوصا ورزش های همگانی گسترش یابد.اقتصاد جامعه و خانواده ها شکوفا شود و مشکلات مردم در حوزه اجتماعی کاهش پیدا کند . مشاوره های علمی و صادقانه در خصوص ازدواج به جوانان ارائه شودو ....
باید نگاه جامعه به خانواده بعنوان مهمترین نهاد اجتماعی بازنگری شود.موقعیت اجتماعی زنان به عنوان زیر ساخت و پایه های اصلی این نهاد تقویت شود و این قشر پرتلاش و باانگیزه مورد حمایت های اجتماعی بیشتری قرار گیرند.
خانواده هنوز هم می تواند نیروی محرکه جامعه برای پیشرفت و ترقی را فراهم نماید، اگر ساحت خانواده را مقدس و محترم بدانیم و برای تقویت کارکرد آن برنامه ریزی و تلاش نمائیم.
بهترین کانون و مرکز بروز احساسات و عواطف پاک انسانی خانواده است. خانواده مکانی است که زن با حفظ کرامت در بعد عاطفه و محبت بوسیله شوهر و فرزندانش اقناع می شود و پدرخانواده هم از صمیمی ترین و پاک ترین عواطف انسانی و جنسی برخوردار است و در سایه این محبت و صفا فرزندانی با اندیشه های پاک ، جسم سالم و رفتارهایی سنجیده و قابل تحسین پرورش پیدا می کنند. این چنین است که جامعه می تواند با اتکاء به چنین مردان ، زنان و کودکانی در مسیر تعالی مادی و معنوی که همان سعادت بشری محکم و با اراده گام بردارد.
منابع و ماخذ :
- کتاب جنگ علیه خانواده ، ویلیام گاردنر، ترجمه معصومه محمدی،1387چاپ دفتر مطالعات و تحقیقات زنان
- کتاب با مشکلات همسرم چه کنم، حسن ملکی ، غلام عباس سرشور خراسانی ، چاپ حدیث راه عشق ، 1388
- کتاب تحکیم روابط زناشویی، محمد کاظم عاطف وحید،احمدرضا محمد پورو فهیمه لواسانی، انتشارات آستان قدس رضوی ، 1388
- پایان نامه با عنوان بررسی عوامل موثر برسلامت اجتماعی دانشجویان با تاکید بر شبکه های اجتماعی،پریسا حاتمی ، 1389
- مقاله با عنوان سلامت معنوی و دیدگاه ها ، مهدی اصفهانی ، فصلنامه اخلاق پزشکی سال چهارم زمستان 1389
- مقاله با عنوان تعریف مفهومی و عملیاتی سازی سلامت معنوی ، محمود عباسی و دیگران، فصلنامه اخلاق پزشکی سال ششم ،1391
- مقاله با عنوان سلامت معنوی ، دیدگاه ها و چالش ها ، سپیده امیدواری ، فصلنامه تخصصی پژوهش های میان رشته ای قرآن کریم، 1387
- مقاله با عنوان : خانواده سیره پیامبر اسلام ،دکتر جمال رضایی و دکتر اسماعیل نراقی ، مجله فدک ف سال اول شماره 4، 1393
- سایت http://www.vajehyab.com
- سایت www.ensani.ir
- سایت www.pagoheh.ir
-
[1] Feminist
[2] Radical
[3] Parsons
[4] Rene Gvnyk
[5] Schelsky
[6] Ji-Hee Lee
[7] Mynvchyn
[8] Sigmund Freud
[9] Carl Jung
[10] Rogers
[11] Allport
[12] Erik Erikson
[13] Albert Ellis
[14] PIRLS
[15] Reef
[16] Maslow
[17] He Mvbrg
[18] Ellison
[19] Asprtvs
[20] Layysm
+ نوشته شده در شنبه چهاردهم آذر ۱۳۹۴ ساعت 19:54 توسط سید کاظم نظام
|