توسعه مشارکت اجتماعی برای عبور از شرایط کنونی یک ضرورت است.

      به نظر می رسد در شرایط کنونی نیاز جامعه، انتظارات مردم و تدابیر مسولان برای تداوم زندگی مطلوب شهروندان هم پوشانی موثری ندارند و این در حالی است که متاسفانه به دلیل عدم بهره برداري صحیح از منابع حیاتی درگذشته و حال با مشکلات اساسی در زمینه تامین این منابع هم مواجه هستیم و این بدان معنی است که فرصتی برای تجربه و خطا باقی نمانده است.
اگر منصفانه به اقدامات انجام شده در مسیر توسعه شهرستان نگاه کنیم به دلیل همین رویکرد تجربه و خطا در تصمیم گیری ها و بعضا غلبه هیجانات بر عقلانیت در کنار کارهای مفید و سازنده مواردی از سوء تدبیر هم دیده می شود.
اما حوزه اجتماعی و فرهنگی کاملا متفاوت است زیرا مختصات این حوزه به سرعت و با شدت قابل تغیر است و شاید بشود نتیجه گیری کرد که در شاخص های معنوی علی الرغم انتظارات بالا به نقطه مطلوب و رضایت‌بخشی نرسیده ایم و در شرایط کنونی به نظر می رسد تمایل و توان لازم هم برای دست یابی به ایده ال های فرهنگی هم در دسترس نیست.بخشی از این شرایط هم به تغییرات سریع اجتماعی و مشکل همیشگی ما در مبحث تاخر فرهنگی مربوط باشد.اینکه از ابتدای انقلاب نتوانستم نسخه موثری برای مدیریت مسائل فرهنگی جامعه و خنثی نمودن توطئه دشمن در جبهه فرهنگی داشته باشیم.
به نظر می رسد یک شیوه موثر برای عبور از این وضعیت توسعه گفت و گوی اجتماعی است و عبور ازدموکراسی نمایندگی به دموکراسی مشارکتی و اینکه سهم هر بخش در فرایند اداره اجتماعی جامعه داده شود و از همه اقشار هم مسولیت بخواهیم.
می توان انجمن های علمی در حوزه های سیاست، اجتماع، فرهنگ، مذهب،معماری، شهرسازی، روانکاوی، روانشناسی و.... ایجاد کرد و در مرحله بعد شبکه ای از گفتگوی اجتماعی بین این انجمن ها می تواند سطح تاثیرگذاری این محافل گفتگو را بر تصمیم گیری ها افزایش دهد.همچنین این رویکرد می تواند به بهبود شاخص های مشارکت ، انسجام ، اعتماد، حمایت ا، آگاهی مردم و در مجموع سرمایه اجتماعی بیانجامد.
این سطح تعامل اجتماعی می تواند از بروز خطاهای فنی، عمرانی و اجتماعی و هدررفت منابع و توانمندی ها جلوگیری کند.
فراموش نکنیم فرصتی برای تجربه خطاهای گذشته در اختیار نداریم وحیات نسل های آینده با تصمیم گیری درست ما امکان پذیر خواهد بود.

توبه و بازگشت

رَبِّ إِنِّی أَسْتَغْفِرُكَ اسْتِغْفَارَ حَیَاءٍ وَ أَسْتَغْفِرُكَ اسْتِغْفَارَ رَجَاءٍ وَ أَسْتَغْفِرُكَ اسْتِغْفَارَ إِنَابَةٍ وَ أَسْتَغْفِرُكَ اسْتِغْفَارَ رَغْبَةٍ وَ أَسْتَغْفِرُكَ اسْتِغْفَارَ رَهْبَةٍ وَ أَسْتَغْفِرُكَ اسْتِغْفَارَ طَاعَةٍ وَ أَسْتَغْفِرُكَ اسْتِغْفَارَ إِیمَانٍ وَ أَسْتَغْفِرُكَ اسْتِغْفَارَ إِقْرَارٍ وَ أَسْتَغْفِرُكَ اسْتِغْفَارَ إِخْلاصٍ وَ أَسْتَغْفِرُكَ اسْتِغْفَارَ تَقْوَى وَ أَسْتَغْفِرُكَ اسْتِغْفَارَ تَوَكُّلٍ وَ أَسْتَغْفِرُكَ اسْتِغْفَارَ ذِلَّةٍ وَ أَسْتَغْفِرُكَ اسْتِغْفَارَ عَامِلٍ لَكَ هَارِبٍ مِنْكَ إِلَیْكَ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ

 

آفریدگارا، ظرفیت این نوع استغفار را نداریم، توبه ای که باعث شود از ذات اقدس تو حیا کنیم ایمانمان را قوی تر کند، بر توکلمان بیفزاید، امیدواری مان را بیشتر کند و...
خدایا در شب جمعه برای همنوعانم آمرزش، غفران و بخشایش و گشایش زندگی دنیایی آرزو می کنم.

 

رَبِّ إِنِّی أَسْتَغْفِرُكَ اسْتِغْفَارَ حَیَاءٍ وَ أَسْتَغْفِرُكَ اسْتِغْفَارَ رَجَاءٍ وَ أَسْتَغْفِرُكَ اسْتِغْفَارَ إِنَابَةٍ وَ أَسْتَغْفِرُكَ اسْتِغْفَارَ رَغْبَةٍ وَ أَسْتَغْفِرُكَ اسْتِغْفَارَ رَهْبَةٍ وَ أَسْتَغْفِرُكَ اسْتِغْفَارَ طَاعَةٍ وَ أَسْتَغْفِرُكَ اسْتِغْفَارَ إِیمَانٍ وَ أَسْتَغْفِرُكَ اسْتِغْفَارَ إِقْرَارٍ وَ أَسْتَغْفِرُكَ اسْتِغْفَارَ إِخْلاصٍ وَ أَسْتَغْفِرُكَ اسْتِغْفَارَ تَقْوَى وَ أَسْتَغْفِرُكَ اسْتِغْفَارَ تَوَكُّلٍ وَ أَسْتَغْفِرُكَ اسْتِغْفَارَ ذِلَّةٍ وَ أَسْتَغْفِرُكَ اسْتِغْفَارَ عَامِلٍ لَكَ هَارِبٍ مِنْكَ إِلَیْكَ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ

اقتصاد واسطه ای بلای اقتصاد ایران

اقتصاد واسطه گری
در کشور ما که فرهنگ کار ضعیف است تمایل به واسطه گری و ایجاد لایه های غیرضروری توزیع و مبادله کالا به فرهنگ اقتصادی غالب جامعه تبدیل شده است. بخشی از این فرایند ناقص هم به پدیده بیکاری مربوط می شود اما به هرحال تاثیری که تعدد واسطه ها بر اقتصاد ما می گذارد به شدت تخریب کننده است و ضمن تقویت فساد اقتصادی و رانت و افزایش فاصله طبقاتی در جامعه، عملا به تضعیف بیشتر فرهنگ کار و کوشش در کشور خواهد انجامید.
در رویدادهای اقتصادی اخیر نقش پررنگ و تعیین کننده واسطه های اقتصادی بیش از گذشته مشخص شد. خصوصا در مورد کالاهایی چون خودرو، طلا، ارز و مهمتر از همه این ها مواد غذایی و کالاهای ضروری

تبریک همت بلند بازیکنان تیم ملی فوتبال

امروزه فوتبال زبان گویایی است برای نشان دادن همت و اراده، فرهنگ، باورها، اولویت ها و خلق و خوی یک ملت
زبانی متفاوت و قابل فهم برای همه، در دنیایی که مردمانش از سخنرانی سخنوران خسته و از موعظه موعظه گران گریزانند.در لاک خود فرو رفته و به مکاتب مادی که  متضمن حقوق فردی آنهاست گرایش یافته اند.
از نظر علوم اجتماعی سیاست، هنر، فوتبال و تا حدودی برخی دیگر از ورزش های قهرمانی استثا و  متفاوت با فرهنگ فردگرایی کاپیتالیسم ظهور یافته است.
سیاست، فوتبال  و سینما می تواند جمعیت نسبتا زیادی را با درک مشترک کنارهم قرار دهد به گونه ای که جاذبه و سرگرمی مشترکی را تجربه کنند.