نمونه نقد کتاب ارائه شده توسط من
نقد کتاب :
موج دوم تجدد آمرانه در ایران ( تاریخ برنامه های عمرانی سوم تا پنجم )
نوشته سعید لیلاز
چاپ : دیبا1392
نویسنده :
سید کاظم نظام
دانشجوی کارشناسی ارشد جامعه شناسی
دانشگاه آزاد اسلامی
واحد قوچان
پائیز 1393
استاد محترم:
جناب آقای دکتر صالح آبادی
درباره کتاب :
کتاب پیش رو موج دوم تجدد ایران در سالهای 1341 تا 1357 را مورد بررسی قرار داده است ، خصوصا تجددی که بخشی از آن بدلیل نوع نگاه سیاسی دولت های مسلط بیگانه و بخش دیگر آن با فرمان ملوکانه محقق می شود و البته نه بنا به مقتضیات و نیازهای کشور و مردم که البته باز هم به تشخیص ملوکانه یا دستور همان دولت های ابرقدرت و تصمیمگیر جهانی
برنامه های عمرانی کشور در فواصل سالهای یاد شده با نتایج اجرای متفاوت و بررسی سیاست های نظام شاهنشاهی در مقابله با تحولات عمده منطقه ای و جهانی و خصوصا در پایان دهه 1340 که تحولات مهمی در سیاسیت بین المللی و بویژه کشورهای منطقه روی داد نظیر جنگ اعراب و اسرائیل (1967 م) و کودتای حزب بعث در عراق (1968 م)و شکست آمریکا در جنگ با ویتنام (1968 تا 1972 م) نیز از مباحث موضوع کتاب است.
شدت گرفتن استبداد شاه و در نتیجه تسریع در فروپاشی حکومت دوهرازو پانصد ساله شاهنشاهی در ایران متاثر از نتایج اجرای برنامه های عمرانی پنج ساله و تاثیرات اجرای آن بر طبقات مختلف مردم در شهرها و روستاهای ایران نیز از دیگر مطالب مورد توجه نویسنده کتاب می باشد.
نقد مسئله :
اجرای برنامه های عمرانی در ایران قبل از انقلاب اسلامی در دهه 1340 و 1350 وبررسی آثار اقتصادی ، اجتماعی ، فرهنگی و سیاسی اجرای این برنامه ها و نقشی که اجرای آنها در شکوفایی اقتصادی کشور داشته و اینکه آیا اجرای این برنامه های عمرانی توانسته است به هدف اصلی خود که تبدیل ایران از یک کشور عقب مانده با درآمد پایین به یک کشور توسعه یافته هم سنگ کشورهای غربی با درآمد و رفاه اجتماعی بالا دست یابد. از نظر نویسنده کتاب بعنوان مسئله مورد بررسی عنوان شده است.
نویسنده با استناد به دو دلیل عمده نزدیکی دوره تاریخی موردبررسی به دوران حاضر و همچنین معذوریت های سیاسی محتمل اظهار داشته نمی توان به پژوهشی حتی الامکان بی طرفانه و بدون جانب داری دست زد.
سپس نویسنده به بیان توضیحاتی در خصوص زمان اجرای برنامه های عمرانی ، اهداف اجرای این برنامه ها ، ابعاد اجرای برنامه ها و همچین دستاوردهای عمده آن می پردازد.
نویسنده کتاب تصریح می نماید :برنامه های عمرانی ایران در موج اول در قالب برنامه های عمرانی 7 ساله پیش بینی شده بود.این برنامه ها دردو دهه 1320و 1330 اجرا می شد . برنامه اول عمرانی کشور بدلیل بروز جنگ جهانی دوم و اشغال ایران توسط نیروهای متفقین عملا اجرایی نشد . همچنین برنامه عمرانی دوم نیز که قرار بود از سال 1334 لغایت 1341 اجرا شود بدلیل عدم تحقق منابع مالی کافی اثرات ملموسی در حوزه پیشرفت اقتصادی و اجتماعی برجای نگذاشت.
تمرکز نویسنده بر موج دوم اجرای برنامه های عمرانی و بویژه در فصول اول کتاب برای اجرای برنامه عمرانی سوم کشوراست .برنامه ای که ازسال 1341 لغایت 1346 در قابل برنامه 5 ساله و بدلیل اینکه قبل از فرارسیدن سال 41 اجرای آن آغاز شده عملا مدت اجرای آن 5/5 سال بوده است. نویسنده معتقد است که اجرای این برنامه و برنامه های عمرانی بعد از آن زمینه ساز تحول اجتماعی ، اقتصادی ، فرهنگی و سیاسی جامعه بوده و در نهایت بروز انقلاب سال 1357را در ایران بدنبال داشته است.
نویسنده شرائط آرام سیاسی کشور بعد از کودتای 28 مرداد 1332 را یکی از زمینه های مساعد اجرای موفق برنامه عمرانی سوم می داند. ایشان در این زمینه می نویسد :"از اواخر دهه 1330 و در سایه ثبات پدید آمده در پی کودتای 28 مرداد 1332 فکر تحقق بخشیدن به روند رشد اقتصادی ایران با هدف کنترل سیاسی و اجتماعی کشور در محیط اقتصادی پررونق دوباره زنده شد."
نویسنده علاوه بر ثبات سیاسی مذکور افزایش درآمد های نفتی را نیز از عوامل مشوق اجرای برنامه های عمرانی در کشور می داند . ایشان در مورد تاثیر اجرای برنامه های عمرانی در کشور یادآور می شود : " در عمل پس از اجرای سه برنامه عمرانی از 5 برنامه مورد نظر از حیث تولید ثروت ، درآمد سرانه ، جایگزینی صنعت بجای کشاورزی و ورود تکنولوژی و ساختارهای مدرن به نظام اقتصادی ایران و خلاصه پیشرفت های فنی و تکنولوژیکی سیمای اقتصادی ایران کاملا دگرگون شده بود.اما همزمان از جنبه اجتماعی ، فرهنگی و سیاسی شکاف های موجود در جامعه ایران به چنان ژرفای آشتی ناپذیری رسیده بود که به انقلاب بزرگ 22 بهمن 1357 انجامید."
نویسنده معتقد است در عمل اجرای برنامه های عمرانی اگرچه کشور را از ناآرامی در دهه 1340 نجات داد و آرامش را به همراه حرکت توسعه کشورپدیدآورد امادر پایان برنامه پنجم باز کشور را به همان رکود و ناآرامی بازگرداند اما این بار ناآرامی در قالب شدیدتری چون انقلاب اسلامی بروز کرد و بنیان حکومت پهلوی را در هم پیچید.
گویا محقق در جستجوی این حقیقت است که محور ناکامی بزرگ و تلاش کمابیش نافرجام 16 ساله (زمان اجرای موج دوم برنامه های عمرانی ایران )دست کم به لحاظ سیاسی و اجتماعی چیست؟اصل برنامه ها و شیوه اجرای آنها یا انحراف در اجرا؟
محقق در جستجوی یافتن نقش اجرای برنامه های عمرانی در کنار سایر عوامل تاثیرگذار بر اقتصاد ، اجتماع و سیاست در جامعه ایران است . همچنین نباید تحولات سیاسی و بین المللی را در این زمینه نادیده گرفت . ایشان می کوشد طول زمان اجرای برنامه های عمرانی دوم تا پنجم ، زمینه های تدوین و سیاست های تدوین شده ، مصوبات پیرامونی ، طرز اجرا و کارنامه نهایی آن در هردوره به تحلیل نتایج و نقش آن در سوق دادن ایران به سمت انقلاب و دگرگونی بپردازد.در حالی که هدف اجرای برنامه های عمرانی اگرچه توسعه کشور بوده لیکن قطعا حکومت پهلوی به دنبال ایجاد زمینه های سرنگونی خود و پیدایش انقلابی مردمی و دگرگونی بنیادین در اساس حکومت شاهنشاهی نبوده است. مصداق این ادعا صرف هزینه های هنگفت اجرای جشن های دوهزار و پانصدمین سالگرد شاهنشاهی در ایران است که در همین کتاب هم به آن اشاره شده و حتی انتقاداتی از اندیشمندان جهان در آن درج شده است .1
اگر بپذیریم براساس نظر محقق پیدایش انقلاب اسلامی زائیده نتایج اجرای طرح ها و برنامه های عمرانی مدون پنج ساله کشور است . قطعا شاه از اجرای این برنامه ها چنین هدفی را دنبال نمی کرد و این نتیجه را می توان نتیجه ای ناخواسته و یا پیش بینی نشده اجرای این برنامه های عمرانی دانست اگرچه قطعا نقدهایی به این دیدگاه وارد می شود.
چگونه می توان یک انقلاب مردمی که با حضور اکثریت قریب به اتفاق مردم و شاید با استناد به حضور آنان در راهپیمایی ها همه مردم را باید در پیدایش انقلاب اسلامی دخیل دانست را به قطع و یقین حاصل اجرای برنامه های عمرانی حکومت پهلوی تلقی نمود. برنامه هایی که برای توسعه کشور و تغییر نوع زندگی مردم و مدرنیته و دموکراسی در جامعه پایه ریزی شده بودوبه اذعان نویسنده فقط توانست دریک دوره محدودآرامش وثبات را برای جامعه به ارمغان بیاورد.
ایشان عنوان می نماید برنامه های عمرانی سوم چهارم و پنجم و بویژه برنامه چهارم از موفقترین برنامه های عمرانی کشور قبل و بعد از انقلاب بوده است.برنامه هایی که بر محو بی سوادی ، توسعه دموکراسی ، افزایش خدمات بهداشتی و امکانات رفاهی در روستاها تمرکز داشته و به نتایج مطلوبی هم دست یافته است و این در حالیست که واقعیت های ملموس جامعه سال1357 کشور ایران و بویژه وضعیت عمرانی و رفاهی روستا واقعیتی متفاوت با نتایج اجرای برنامه های عمرانی را گوشزد می کند.
نقد پرسش های پژوهش :
بطور مشخص براساس رویکردی که نویسنده به مباحث کتاب داشته است می توان تشخیص داد که وی در جستجوی پاسخ به این پرسش ها بوده است.
-آیا برنامه های عمرانی در ذات خود جامعه ایران را از ناآرامی اجتماعی بسوی انقلاب وبن بست ساختار سیاسی سوق دادند یا عامل اصلی این رویداد بر عکس انحراف از برنامه ها و اجرا نشدن مصوبات و سیاست های آن به دلایل گوناگون بوده است؟
- کدامیک از عوامل اجرای برنامه ها یا انحراف از اجرای آنها عامل تعیین کننده تری در ایجادتحولات و رویدادهای منتهی به انقلاب اسلامی سال 1357 بشمار می آید.
در حاشیه سوالات اصلی پژوهش سوالات ریزتری هم مطرح می شود که پاسخ به آنها در خلال پاسخ به سوالات اصلی امکان پذیر است.این سوالات را می توان به شکل ذیل مطرح نمود:
نقش عواملی چون :سازمان برنامه و ساختار آن ، تحولات داخلی کشور ، دخالت های خارجی اعمال شده از سوی مشاوران اجرایی سازمان برنامه ، نهاد های رسمی چون دربار ، شخص شاه ، دولت ، ارتش ،مجلسین شورای ملی و سنا، و دستگاه های اجرایی در پیشبرد اهداف اجرای برنامه های عمرانی یا انحراف از آنها چه بوده است؟
با توجه به اینکه بنا به عقیده نویسنده هنوز از بستر تاریخی مورد مطالعه فاصله نگرفته ایم و هنوز هستند نخبگانی که توان تحلیل نتایج اجرای این برنامه ها را با توجه به تخصص و سطح اطلاعات خود دارا هستند و علاوه برآن مراجعه به کتاب های انتقادی معتبری که در زمینه نتایج اقدامات حکومت پهلوی در حوزه اجتماعی ، اقتصادی وسیاسی وجود دارد این سوال اساسی می توانست ازسوی نویسنده مورددقت نظرباشدکه نتایج اجرای برنامه های عمرانی تا چه حد راست آزمایی شده و آمارهای ارائه شده از سوی سازمان برنامه و سایر دستگاه های مسئول از صحت و دقت کافی برخوردار می باشد با توجه به اینکه بعضا آمارها و ارقام ارائه شده از سوی دولت ها چندان واقعی نمی باشد.
در سالهای پایانی رژیم،ناکارآمدی اقتصادی رژیم پهلوی به گونهای بروزکرده بودکه بسیاری ازمحققان و نویسندگان آن را علت اصلی سقوط رژیم دانستهاند.اما باید گفت که پدیده چند بعدی بودن علل انقلاب اسلامی از ویژگیهای خاص این انقلاب بشمار میرود. که علاوه بر علل سیاسی و فرهنگی و اجتماعی بر علل اقتصادی نیز تکیه دارد. در میان نظریات انقلاب، نظریاتی وجوددارندکه برعوامل اقتصادی تاکیدمی کنند. به این صورت که آنچه از سوی رژیم به عنوان توسعه اقتصادی تبلیغ میشدچیزی جزرشداقتصادی ناموزون نبود. رشد که با اتکا به درآمدهای نفتی و کمکهای مالی آمریکا صورت گرفت. بدیهی است که با هرگونه کاهش و یا نوسان در این منابع رشد مذکور نیز متوقف میشد و به علت تضعیف سیاستهای رفاهی موجبات نارضایتی مردم را فراهم میکرد. ضمن اینکه دربرنامه های عمرانی کشور بدلیل افزایش قیمت نفت و هزینه این اعتبارات پیش بینی نشده عملافاصله سنت ومدرنیت درکشوریا به عبارت روشنتر فاصله طبقاتی درجامعه افزایش روزافزونی داشته که خود از عوامل مهم نارضایتی مردم بشمار می رفت.
نقد روش تحقیق :
با توجه به اینکه محقق در جهت بررسی واقعیت های مستند به آمار ، ارقام و نتایج تفصیلی اجرای برنامه های عمرانی کشور در گذشته نه چندان دور اقدام کرد و در جای جای کتاب به مستندات و ماخذ استفاده شده استناد می نماید روش تحقیق بکارگرفته شده توسط محقق اسنتاد به تحقیقات اسنادی و کتابخانه ای است.
محقق در صفحه 25 کتاب تصریح می نماید. "کوشش خواهد شد با استناد به شواهد تاریخی و اسناد معتبر به سوالات و پرسش های تحقیق پاسخ داده شود."
در مورد روش تحقیق بکارگرفته شده توسط محقق با توجه به اینکه تحقیق به گذشته مربوط می شود و از سویی همچنانکه گذشت به اعداد ، ارقام و نتایج آماری استناد می شود روش تحقیق بکارگرفته شده بهترین گزینه مورد انتخاب می باشد. البته در مورد ادعای محقق مبنی بر اینکه مثلا برنامه سوم عمرانی به پیشرفت و افزایش درآمد ملی ، توسعه صنعتی و ... منجر شده است می توان برای سنجیدن نتایج اجرای برنامه های عمرانی علاوه بر کارمحقق و استفاده از آما ر و ارقام و نتایج تفصیلی ورسمی برنامه های عمرانی ازسنجه های دیگری نیز نظیر نقطه نظرات مطلعین و خاطرات واقعی مردم که در آن روزها زیسته اند و بررسی محتوی کتبی که در مورد ساختار و شرائط اجتماعی ، فرهنگی و سیاسی آن روز جامعه ایران نوشته شده است استفاده نمود و به نتایج مشخص و معتبرتری دست یافت .
نقد نظریه :
نویسنده در لابلای متون کتاب به نظریاتی اشاره می کند که در تدوین و اجرای برنامه های سوم و چهارم کشور به آن استناد شده یا مورد استفاده برنامه ریزان قرار گرفته است . البته در این متون به هیچ نظریه توسعه اقتصادی یا اجتماعی بصورت مستقیم اشاره نشده است و بعضا همانگونه که ذکر شد نقل قول از خاطرات یا دیدگاه هایی از مسئولین امر اجرای برنامه های عمرانی شده که نمی توان آنرا مبنای نظری این برنامه ها تلقی نمود.
درقسمت یادداشت محقق عنوان تجدد سازی مطرح شده که می تواند مبین نظریات نوگرایی و تغییر در ساختارهای سیاسی ، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی باشد . دراین زمینه اشاره شده است کشور ایران در دروان حکومت پهلوی دوم با دو دوره تجدد خواهی با رویکرد اجرای برنامه های توسعه مواجه بوده که موج اول آن همزمان با اجرای برنامه عمرانی اول و دوم به اعتقاد نویسنده همزمان با جنگ جهانی دوم و اشغال ایران توسط قوای متفقین به نتایج ملموس رشد و توسعه کشور منتهی نشده و موج دوم نیز که با اجرای برنامه های عمرانی سوم تا پنجم مقارن بوده بدلیل وقوع انقلاب اسلامی ناتمام مانده است.
نویسنده معتقد است کتاب با رویکرد دو پایه تاریخی و اقتصادی سامان یافته و بدین لحاظ می توان آنرا در زمره اندک آثار مدرسه ای تاریخ اقتصادی به معنای فنی و دقیق آن قلمداد کرد.
وی می نویسد : بی گمان در باره این دوره و تحولات اقتصادی عصر پهلوی دوم اثار و تحقیقات فراوانی به رشته تحریر درآمده است ولی کارنامه پژوهش های علمی در پژوهش اقتصادی و تحقیق در تاریخ اقتصادی تفاوت باریک و مهمی دارد.
به عقیده نویسنده پژوهش در اقتصاد در قلمرو علم اقتصادی و تحقیق در مورد تاریخ اقتصادی در حیطه مطالعات میان رشته ای تاریخ و اقتصاد قرار می گیرد.
آنچه در کتاب دنبال شده انجام پژوهش برنامه محور بوده و از دو جهت حائز اهمیت است.نخست آنکه تحولات اقتصادی موج دوم تجدد ایران در قالب اقتصاد برنامه ای صورت گرفته است دوم اینکه مطالعات برنامه محور امکان ارزیابی کلان در کنار بررسی وجوه خود اقدامات امکان پذیر می سازد.
از نظر نویسنده اجرای برنامه های عمرانی تنها به حوزه اقتصادی مربوط نمی شود و اگرچه اجرای این برنامه ها تحول را از حوزه اقتصادی آغاز کرد اما به تغییرات بنیادی در ساختار اجتماعی و فرهنگی نیز نظر داشت.
از دیدگاه نویسنده ویژگی نظری تحقیق حاضر مستند سازی تاریخی و اعتبار سنجی منابع نیز از شاخص های دیگر اثر علمی در حوزه پژوهش تاریخ اقتصادی است و ایشان متذکرمی شود این شاخص در کتاب رعایت شده است.
اگرچه نویسنده مستقیما اشاره ای به بهره گیری از نظریات اجتماعی در خصوص موضوع مورد مطالعه اشاره ای نکرده است اما براساس محتوی مطالبی که نویسنده در متن به آن اشاره می نماید این اثر می تواندملهم از نظریه های توسعه ، توسعه روستایی ، شکاف طبقاتی ، برتری جویی اجتماعی ، تقویت امور دفاعی و نظامیگری ، مدل های توسعه و ... باشد.
برنامه عمرانی سوم توسط سازمان برنامه و باهمکاری مشاوران اقتصادی آمریکایی از مهمترین و معتبرترین دانشگاه های آن کشور ( دانشگاه هاروارد و پرینستون) * در عمل اجرای نظریات نوینی بود که در آن مراکز علمی تدوین شده بود.و این اندیشه ها به کالبد اداری سنتی نیمه دهه 1330ایران تزریق شد.مهمترین دستاورد آن در مدت زمان کوتاه تقسیم کار و وظائف اجرای واحد ها و امر بودجه ریزی و امور مالی تعریف مجدد و بر اساس اصول جدید تدوین شد.و خلاصه نظام اداری نوین به مقوله توسعه ونظارت بر امور عمرانی کشور ارتقای کیفی یافت.این نشان می دهد سازمان برنامه در طول برنامه هفت ساله عمرانی دوم عملا به سرپل رسوخ تفکر جدید آمریکایی در ایران تبدیل شد.
نکته مهمی در این کتاب مورد اشاره نویسنده قرار گرفته تاثیر سیاست های آمریکا بر حکومت پهلوی است.اینکه رواسای جمهورآمریکا براساس اولویت های پیش رو و مورد نظر خود شاه ایران را به انجام امور اصلاحی در حوزه اجتماعی ملزم می نمایند.
مثلا با روی کار آمدن جان اف کندی مقارن با حدود سال 1340هجری شمسی*شاه ایران را به اجرای اصلاحات ارضی راغب نمودند.و این درحالیست که شش ماه قبل ودر زمان تدوین برنامه عمرانی سوم موضوع اصلاحات ارضی که در متن برنامه آمده بود به خواست و اصرار شاه ازبرنامه حذف شد.
اندکی بعد از شروع اجرای برنامه سوم شاه در اقدامی سریع انقلاب شاه و ملت یا انقلاب سفید یا اصلاحات ارضی را از طریق مجلس شورای ملی وهیات وزیران به تصویب رسانده و و از دیماه 1341 به مرحله اجرا می گذارد.در این زمینه یادآوری این نکته مهم است کهاز نظر بودجه و اعتبار بدلیل حذف اصلاحات ارضی از برنامه عمرانی سوم اعتبار لازم برای اجرای آن پیش بینی نشده و شاه از محل بودجه سالیانه کشور ومتمم آن اعتبار اجرای این طرح را تامین می نماید.
همچنین در زمینه دخالت دولت آمریکا در امور داخلی ایران نویسنده یادآور می شود: دولت کندی در راستای این اعتقاد که اصلاحات لیبرالی بهترین سد حفاظتی در برابر انقلاب های کمونیستی است .پرداخت کمک 85میلیون دلاری به ایران را به ورود لیبرال ها به کابینه نموده و از دولت ایران خواست در مسیر اجرای اصلاحات ارضی گام های اساسی بردارد.
به نوشته ابراهامیان شاه بعد ها در گفتگو با یک خبرنگار آمریکایی اظهار داشت : "دولت کندی او را به انتخاب علی امینی برای نخست وزیری وادار کرده بود."
موضوع قابل تامل دیگری که از سوی نویسنده مطرح شده اندیشه دخالت گسترده دولت و شاه در اقتصاد ایران متاثر از نظریه عمومی در باب اشتغال و بهره پول اثر اقتصاد دان شهیر انگلیسی " جان بینارد کینز"می باشد که توسط دولتمردان تئوریزه شده و به بخش مسلمی از برنامه های اقتصادی دولت و شاه تبدیل شده بود.این رویدادها دست کم در سال های دهه 1950 و 1960 میلادی زمینه دخالت دولت در خصوصی ترین اجزای اقتصاد کاپیتالیستی ترین اقتصاد های جهان فراهم آورده بود.در برنامه عمرانی سوم ایران نیز بخش خصوصی در برنامه های اقتصادی نقش قابل اعتنایی نداشت.به اعتقاد نویسنده در تمام صورتجلسات شورای اقتصاد دهه 1340 و روح حاکم بر جلسات بویژه از سوی شخص شاه برمحوریت دولت درفرآیند پیشرفت و توسعه دور می زد.
شاه همواره می کوشید خود را نه اگر ضد سرمایه داری بلکه منتقد جدی این نظام اقتصادی نشان دهد نویسنده از زبان شاه می نویسد :" اگر فکر کنیم ( ایران ) بهشت سرمایه داری است و باید یک عده ثروتمند شوند ، مانعی نداردولی اگر توجه کنیم که هدف انقلاب ما تقسیم مواهب کشور به تمام طبقات بوده آن وقت کسانی که از امنیت ، آرامش و ثبات کشور بیشتر برخوردار می باشند باید به همان تناسب مالیات تادیه کنند."( صورتجلسات شورای اقتصاد، صورت جلسه اول 1345 جلد دوم ص 60)
نمونه عملی این نگرش عدم موافقت شورای اقتصاد در جلسه 28 فروردین 1346 با تاسیس کارخانه فولاد توسط بخش خصوصی بود که پیشنهاد آن توسط وزیر اقتصاد مطرح گردید. در این جلسه شاه تاکید داشت : " ذوب اهن از جمله صنایع ملی ایران است و اعطای مجوز در صنایع ملی برخلاف فلسفه ماست."از این بهتر نمی توان میل حکومت به دخالت در اقتصاد را تئوریزه کرد.
به اعتقاد نویسنده یکی از نظریه های دیگری که در برنامه عمرانی سوم دنبال می شد توسعه دموکراسی در ایران بود. در این امر و دریک چهارچوب فلسفی بزرگتر، برنامه سوم با اولویت قرار دان اولا: شتاب رشد اقتصادی در ایران و ثانیا توزیع عادلانه تر درآمد در صدد گسترش دموکراسی در ایران بود . نویسنده از مجیدی نقل قول می کند " اگرچه هدف ها اقتصادی و اجتماعی بود ولی یک معنا و اثر سیاسی در آن دیده می شد که به آن رنگ سیاسی هم می داد . ( عبدالمجید مجیدی ، توسعه در ایران ص 343)
ریشه اقدامات اصلاحی شاه به زعم نویسنده نظیر برنامه سوم عمرانی و اصلاحات ارضی و منشا اصلی ایدئولوژی حاکم بر این برنامه ها بویزه برنامه سوم عمرانی را دستگاه سیاسی دانشگاهی ایالات متحده آمریکا و نگرش این دستگاه به ایران تشکیل می دهد . در نیمه دوم 1950رد صحنه بین المللی سالها اوج جنگ سرد بین شوروری و آمریکا بود و این دوکشور همه جهان را صحنه رقابت سیاسی ، ایدئولوژی ، ژئوپولاتیک * قرار داده بودند . آیزنهاور رئیس جمهور جمهوری خواه ایالات متحده با اجرای طرح های اصلاحی درکشورهای اطراف شوروی تلاش می کرد کمونیسم را در محدوده جغرافیایی متصرف شوروی در جنگ جهانی دوم محصور کرده از سرایت ایدئولوژی کمونیستی به کشورهای دیگر جوگیری کند .اما ایران به واسطه نزدیکی به اتحاد جماهیر شوروی ، داشتن ذخائر بیکران نفت و دسترسی بدون واسطه به خلیج فارس و اقیانوس هند و خلاصه موقعیت استراتژیک آن در منطقه و فوق استراتژیک در خاور میانه برای ایلات متحده وضعیتی حیاتی داشت.
از نظر سابقه عملی شوروی را مبدع طرح های عمرانی 5 ساله در دنیا می دانند و این کشور بعنوان زادگاه اینگونه برنامه ها شناخته می شود.
جنب دیگر برنامه عمرانی سوم تاکید بر مسائل اجتماعی بود : برای اولین بار بطور جدی کمک به صنایع کوچک خصوصی در برنامه سوم مطرح شد. خداداد فرمانفرمائیان در این زمینه می گوید :
در واقع اولین باری که ما شروع کردیم توجه واقعی به بخش خصوصی بکنیم. (خداداد فرمانفرمائیان ، توسعه در ایران ص 228-227)
توجه به بخش کشاوری، بهبود وضعیت معیشت روستائیان و اولویت دادن به اصلاح زندگی آنان و سیمای روستا بعنوان اقامتگاه یا زیستگاه دو سوم جمعی ایران ،توجه به صاحبان صنایع کوچک شهری و ... همه و همه از ایدئولوژی روشن برنامه سوم عمرانی عنوان شده است.
نویسنده در فصل فرهنگ ، تمرکز بر محو بی سوادی و پرورش کلیه استعداد های افراد و هدف غایی تربیت کلیه افراد رابرای تامین معاش و گرداندن چرخ اقتصادی کشور1 اعلام نموده است.
در این زمینه بابکار گیری ادبیات و استدلال های چپ گرایانه به صراحت از برنامه های رسمی آموزشی کشور انتقاد وعنوان می شد فلسفه تعلیم و تربیت ایران با مقتضیات و احتیاجات کنونی کشور منطبق نیست .
با نگاهی گذرا به اسناد برنامه سوم اهم از گزارش های مقدماتی و ارقام و اعتبارات تخصیص یافته می توان دریافت که طراحان برنامه از وضع موجود کشور به شدت ناراضی هستند و تمایل خود را به تغییر بنیادین اوضاع چه از طریق تخصیص اعتبارات ملی هنگفت به بخش های محروم و فصل های فرهنگی واجتماعی و چه از طریق توصیه دائمی به ضرورت گسترش دموکراسی در کشور و تغییر نظام سیاسی نمی توانند پنهان کنند.
برخی پژوهشگران غربی مانند ماروین زونیس * گفته ای را از نیکیتا خروچوف* ، نخست وزیر وقت اتحاد جماهیر شوروی نقل می کند که در قالب استعاره ای در جنوب امریکا متداول شده است پیش بینی کرد : "شاه مانند یک سیب رسیده بر زمین خواهد افتاد ."
با وجود انکار منابع ایرانی دراجتماعی حاد ایران که در گزارشگر تحلیل گر سیاسی امور ایران در وزارت خارجه آمریکا موسوم به جان باولینگ به روشنی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته بود دولت کندی را ناگذیر کرد تا فشار بر شاه را بمنظور اجرای برخی طرح های اصلاحی افزایش دهد .
اینکه چرا دولت آمریکا توسعه دموکراسی را در ایران حمایت از رژیم شاه و الزام او به اجرای طرح های اصلاحی تعریف می کرد نه تغییر ساختار حکومت ، جای بحث و تامل دارد.
اینکه آمارها و ارقام و اعداد دولت ایران مورد وثوق نویسنده قرار گرفته و شاخص های توسعه و آبادانی کشور و نتایج اجرای برنامه های عمرانی سوم که از سال 1341 تا 1346 در ایران اجرا شد صرفا به استناد آمارهای دولتی عنوان شده ، کتاب حاضر را در مبحث برنامه عمرانی سوم با انتقاد مواجه می کند.
نویسنده در قسمت های مختلف کتاب و خاطرات شفاهی دولتمردان حکومت شاه نظیز فرمانفرمائیان اشاره می کند اما کاش از نظرات منقدین برنامه ها نیز مستنداتی ارائه می نمود. خصوصا در مورد اصلاحات ارضی که مخالفین جدی و تعیین کننده ای هم داشته است. بویژه روحانیت و شخص امام خمینی
نویسنده عنوان می نماید که شخص شاه در سال 1341 نسبت به واگذاری اراضی خود در شمال کشور به کشاورزان اقدام نموده و آنرا مطلع اصلاحات ارضی قبل از تصویب قانون می داند و همچنین نشانه تمایل و اراده شاه رد جهت اجرای اصلاحات ارضی و از سویی تاکید می کند اصلاحات ارضی نسخه پیچیده ایالات متحده آمریکا برای جلوگیری از نفوذ کمونیسم در ایران است که این موضوع تناقض مهمی را نشان می دهد و نوعی نگرش متملقانه نسبت به شاه
در اینجا به نظرات کاتوزیان در مورد توسعه در این دوره اشاره کنیم، مستقل از آنچه سازمان برنامه ارائه می نماید:
1-«آنچه در ایران رخ داد نه پیشرفت اجتماعی و اقتصادی بود و نه مدرنیسم، بلکه شبه مدرنیسمی بوده که عواید نفت آن را تسریع کرد. به همین شکل تغییرات ساختاری اقتصاد نیز نه به علت شهر نشینی که به واسطه شهرزدگی بود. هنگامی که کشور در آستانه دروازههای تمدن بزگتر قرار داشت سهم کل تولیدات صنعتی (شامل تولیدات دستی و روستایی و سنتی )در تولید ناخالص داخلی غیر نفتی 20 درصد بود. در حالی که سهم خدمات 56 درصد بود. با این همه حمل و نقل شهری در همه جا به ویژه تهران به قدری خراب بود که غیر قابل توصیف است وضع مسکونی جز برای وابستگان دولت و جامعه تجار،یا وحشتناک بود و یا مشکلی هولناک. اغلب شهرهای کوچک و بزرگ از جمله تهران فاقد سیستم فاضلاب کار آمد بودند، خدمات درمانی و بهداشتی برای اغنیا بسیار گران و نامطمئن بود و برای فقرا گران و خطرناک» (کاتوزیان، محمدعلی، اقتصاد سیاسی ایران، مترجمین : محمدرضا نفیسی و کامبیز عزیزی، نشر مرکز، چاپ دوم، تهران 1372، ص 323)
نقد صوری:
1- طرح پشت جلد با موضوع صنعت نفت طراحی شده و استخراج نفت از یک چاه نفتی را به نمایش می گذارد و این در حالیست که موضوع افزایش تولید و قیمت جهانی نفت درطول اجرای برنامه های عمرانی را می توان از خوش اقبالی های اجرای برنامه دانست که عملا ربطی به نحوه اجرای بر نامه و اهداف تحقیق ندارد . در این برنامه ها مولفه های مهم دیگری هم چون توسعه روستایی ، رشد صنعت و چهره صنعتی شهرها ، افزایش شهرنشینی و برخورداری بیشتر مردم از امکانات و خدمات رفاهی نیز مهم و تعیین کننده بوده واستفاده از طرح هایی با این موضوعات امکان پذر بوده است.ضمن اینکه طرح روی جلد می تواند مبین نظر کلی نویسنده در مورد محتوی مطالب کتاب باشد . مثلا اگر برداشت نویسنده موفقیت آمیز بودن اجرای طرح های عمرانی است می تواند طرح پشت جلد کتاب نمایی از موفقیت برنامه ها نظیر صنعت باشد و اگر تصور وی عدم موفقیت اجرای طرح هاست نمایی از بعنوان مثال فاصله طبقاتی که با اجرای این طرح های عمرانی در کشور ایجاد شده است.
3-پاراگراف ها غالبا طولانی است و استناد به آمار و منابع مشابه فراوان دیده می شود نظیر :
- استناد به مجموعه قوانین برنامه های عمرانی کشور، قوانین عمرانی اول ، دوم ، سوم و...
- صورتجلسات شورای اقتصاد
- کتاب فهرست مطالب منسجم دارد. یادداشت ، چکیده و مقدمه دارد.
- فصول کتاب با توجه به برنامه های عمرانی کشور تنظیم شده است.
- پاراگراف ها غالبا طولانی و خسته کننده و بعضا حاوی نقل قول ها و خاطرات شفاهی طولانی است.
- اشتباه تایپی در متن و زیرنویس به ندرت دیده می شود که بیانگر ویراستاری خوب کتاب می باشد.
- جداول آماری که نویسنده به ان استناد کرده و در متن کتاب آورده است تحلیل مطالب را برای خواننده آسان نموده و به او کمک می کند رد زمان کمتر و مناسبی بتواند به تحلیل اطلاعات تحقیق دست یابد.
- منابع لاتین مورد استناد نویسنده محدود به دو مورد می باشد.
- در متن نقل قول های رکیکی از شاه عنوان شده نظیر اصطلاح "گه خورده، غلط کرده " که محل تامل است.بعنوان نمونه در صفحه 576 آمده است : شاه بی درنگ در حضور خبرنگاران گفته بود : علمای علم الاجتماع گه خورده اند.
نتیجه :
کتاب حاضر کوشیده است برگ هایی از تاریخ زندگی مردم ایران را باتکیه بر آمارها و مستندات توضیح دهد. در دنیایی که کشورها متاثر از تجدد و نوگرایی غربی به سمت توسعه و آبادانی حرکت می کنند و همه توانایی های خود را در مسیر توسعه ملی و بهبود شرائط اقتصادی و اجتماعی بکار می گیرند ،حکومت شاه نیز با تدوین برنامه های عمرانی 5 ساله و اجرای آن و با ادعای رساندن کشور به تراز توسعه کشورهای صنعتی می کوشد از بستر اجرای این برنامه ها به اهداف عنوان شده دست یابد اما عدم دقت به نیازهای واقعی مردم ، بی توجهی به واقعیت های اجتماعی کشور و همچنین ناتوانی در کنترل انظباط اقتصادی و ریخت و پاش های بلندپایگان دربار و حکومت که بعضا با مفسده های عمده ای نیز همراه بوده است در این اهداف ناکام مانده و حتی با افزایش فاصله طبقاتی و البته آزادی های گریز ناپذیر فروپاشی حکومت شاهنشاهی ایران را تسریع می نماید.
با تشکر از استاد گرانقدر – سید کاظم نظام